محمد شیری: در خیابان از من خفت گیری کردند!

محمد شیری: تجربه خفت شدن هم دارم.چهارصد و خرده‌ای پول داشتم که آن را دادم و یکی از آنها که من را شناخته بود گفت شانس آوردی که دوستت داریم.

به گزارش پایگاه خبری آماج و به نقل از ستاره ها ؛ محمد شیری بازیگر تلویزیون درباره اوضاع اقتصادی فعلی کشور گفت:

من به پدری که سرش را بر شانه‌ام می‌گذارد و بابت نداشتن نان برای سیر کردن شکم فرزندش گریه می‌کند، چه می‌توانم بگویم؟

آیا توانی برایم باقی می‌ماند که مثل سابق، جلوی دوربین سریال‌های تلویزیونی بروم؟ خدا را شاهد می‌گیرم که قسم خورده بودم دیگر مصاحبه نکنم، چون اگر مصاحبه کنم ناچارم از سر دلسوزی برای کشورم و مردم به این مسائل اشاره کنم..

من همچنان مستاجرم و شاید برخی بگویند در گذشته اشتباه کرده و به روزی که خانه‌دارشدن برایم به رویا تبدیل شود، فکر نکرده‌ام.

در گذشته اگر کسی برنامه‌ریزی مالی می‌کرد و با خود قرار می‌گذاشت که پس‌انداز کند و تا فلان تاریخ فلان چیز را بخرد، به آنچه می‌خواست می‌رسید اما اکنون احتمال وقوع چنین اتفاقی بسیار کم شده است و شما مرتب از قیمت‌ها جا می‌مانید. .

در خیابان از من خفت گیری کردند!
بله، من تجربه خفت شدن هم دارم. ساعت ۱۱ و ربع شب، موتورسواری که یک نفر هم ترکش نشسته بود و من فقط در تاریکی شب، تیزی‌هایشان را می‌دیدم که برق می‌زد. مرا هم شناختند و یکی از آنها پرسید تویی؟! گفتم گوشی من ارزشی ندارد اما شماره‌هایش برایم مهمند و اگر مردانگی دارید این را نبرید.

چهارصد و خرده‌ای پول داشتم که آن را دادم و یکی از آنها گفت شانس آوردی که دوستت داریم. آخرش هم اتفاقی افتاد که نمی‌دانستم بخندم یا گریه کنم؛ برگشتند و ۵۰هزار تومان از آن پول را پس دادند که بتوانم به خانه بروم.

من تا به حال چهار مرتبه مورد سرقت واقع شده‌ام و هیچ باری هم پولم برنگشته است و در این وضعیت که همه‌مان تجربیاتی در موردش داریم چطور می‌توانم با بازی در سریال‌های طنز مردم را بخندانم؟!

ما باید ابتدا به مسائلی که گفتم بپردازیم و سپس از مردم بخواهیم به تماشای سریال‌های تلویزیونی بنشینند.

مساله دیگر این که باور کنید با این حجم از حاشیه که این روزها حول و حوش بازیگران مرد به وجود آمده، از این شغل متنفر شده‌ام و متاسفم که هر لحظه، هر کسی می‌تواند دیگری را بی هیچ دلیل و مدرکی به هر چه می‌خواهد متهم کند و آبروی او را ببرد.

گزارش مازیار خویشوند سردبیر آماج

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده − چهارده =

دکمه بازگشت به بالا