مؤلفه‌های حفظ کرامت زن در سبک زندگی اسلامی

به نقل از اماج – در سبک زندگی اسلامی، زنان از جایگاهی والا برخوردارند. از آنجایی‌ که مکاتب مختلف، اسلام را متهم به نابرابری جایگاه مردان و زنان می‌کنند و معتقدند در اسلام زن جایگاهی پست دارد و پایین‌تر از مرد است، بر آنیم با واکاوی مؤلفه‌های حفظ کرامت زنان در سبک زندگی اسلامی نشان دهیم که در اسلام، زن و مرد از جایگاه یکسانی برخوردارند و هر دو شایسته کرامت‌اند. به همین دلیل این نوشتار بر آن است تا با روش توصیفی‌تحلیلی به این سؤال پاسخ دهد که مؤلفه‌های حفظ کرامت زن در سبک زندگی اسلامی چیست. این پژوهش نشان می‌دهد دو نوع کرامت داریم: 1. کرامت ذاتی که همة انسان‌ها از آن برخوردارند؛ 2. کرامت اکتسابی که با تقوا به دست می‌آید. همچنین مؤلفه‌های حفظ کرامت زن شامل: 1. مؤلفه‌های حفظ کرامت توسط خود اوست که با نیکوشوهرداری، نیکومادری‌کردن و ایفای نقش فرزندی (دختربودن) به‌نحو شایسته و حفظ کرامت خود در اجتماع به‌دست می‌آید؛ 2. مؤلفه‌های حفظ کرامت زن توسط دیگران که با متعهدبودن دیگران از قبیل همسر، والدین، افراد جامعه و فرزندان در انجام وظایف خود در قبال زن به دست می‌آید.

در روزگاری که ملل مختلف دنیا برای زن ارزشی قائل نبودند و او را پست می‌دانستند، اسلام با طلوع خود، به زن ارزش و اعتبار بخشید. خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛ همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا، با‌تقواترین شماست» (حجرات: 13). در این آیه خداوند معیار برتری انسانها را، زن و مرد‌بودن یا سیاه و سفید‌بودن یا… نمی‌داند؛ بلکه معیار برتری را تقوا می‌داند. همچنین اسلام هر دو جنس زن و مرد را شایستة رسیدن به مقامات عالیه‌ می‌داند و در این میان تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. خدا می‌فرماید: «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً؛ كسى كه چيزى از اعمال صالح انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، اگر ايمان داشته باشد، داخل بهشت مى‌شود و كمترين ستمى به او نخواهد شد» (نساء: 124).

کرامت به‌معنای بزرگواری و دوری از پستی و فرومایگی است و منظور از حفظ کرامت زن، حفظ ارزش و منزلت اوست. از آنجایی که مکاتب مختلف، اسلام را متهم به بی‌توجهی به زن می‌کنند و معتقدند در اسلام به زن به‌عنوان موجودی پست نگریسته شده است، در ‌صددیم با واکاوی مؤلفه‌های حفظ کرامت زنان در اسلام، نشان دهیم در اسلام زن و مرد ارزش یکسانی دارند و هر دو شایستة کرامت‌اند و تنها‌عامل برتری آنها تقواست. دربارة حفظ کرامت زنان، پژوهش‌هایی انجام شده؛ مثل مقاله «حرمت و کرامت زن در خانواده از نگاه امام رضا(ع)» از علی جلائیان اکبرنیا و محمدرضا محمدی که از نظر آنها، تشکیل خانواده، داشتن حق مهریه، تأمین مخارج اقتصادی زن توسط مرد، لزوم توجه شوهر به حفظ آراستگی و ایجاد رابطه عاطفی مؤثر با همسر و تأمین نیازهای جنسی او از مؤلفه‌های حفظ کرامت زن در خانواده است. و نیز مقاله «سبک زندگی اسلامی و مؤلفه‌های کرامت زنان» از الهام صالحی که در آن، لزوم مشورت با زنان، لزوم نیکوهمسرداری و خوب‌مادری‌کردن و حفظ عفت توسط زن، برخورداری زن از مقام هدایت الهی و وظیفة تولید نسل از مؤلفه‌های حفظ کرامت زنان بر شمرده شده است. این نوشتار در صدد است با روش توصیفی‌تحلیلی، به این سؤال پاسخ دهد که مؤلفه‌های حفظ کرامت زنان در سبک زندگی اسلامی چیست.

مفهوم‌شناسی

کرامت نقیض «لؤم» (ابن‌منظور، 1414، 12: 510) و به‌معنای «شرافت» (فراهیدی،1409، 5: 368) و «عزت و برتری در وجود و جوهرة شیء به صورتی است که نسبت به دیگری احساس برتری و علو نکند»، (مصطفوی، 1368، 10: 46). مقصود از کرامت زن «حفظ شأن و شخصیت اوست، اولاً به‌عنوان یک انسان و ثانیاً به‌عنوان کسی که در عین داشتن برخی مشترکات با مردان، دارای روحیه‌ها و مشخصه‌های ویژة خود نیز هست» (رحمتی، 1386: 76).

سبک زندگی به‌معنای روش زندگی‌کردن و به‌عبارت ساده‌تر، شامل فعالیت‌های روزمره و معمولی است که شخص در زندگی انجام می‌دهد؛ ولی به‌عبارت دقیق‌تر، سبک زندگی، طیف وسیعی از مسائل از قبیل اعتقادات و افکار و فعالیت‌های انسان در ارتباط با خداوند و خویشتن و جامعه را در بر می‌گیرد. در هر جامعه‌ای اعم از جوامع الهی یا جوامع بشری، شیوة زندگی افراد بر اساس فرهنگ و ارزش‌های همان جامعه بنا شده است و به همین دلیل، ما شاهد سبک‌های گوناگون از زندگی هستیم (کوثری‌نیا: 1392، 5) یکی از این سبک‌ها، سبک زندگی اسلامی است؛ یعنی نوعی شیوة زندگی که بر اساس آموزه‌ها و ارزش‌های اسلامی و قرآنی بنا شده است. در این سبک، انواع کرامت عبارت است از:

  1. کرامت ذاتی و خدادادی: به‌معنای پاک‌بودن از آلودگی‌هاست که در تمام انسانها وجود دارد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‌ أَحْسَنِ تَقْويمٍ»؛ ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم (تین: 4). البته تا زمانی که انسان با اختیار خود مرتکب گناه نشود، این کرامت از او سلب نمی‌شود (جعفری، 1390: 223).
  2. کرامت اکتسابی: با انجام اعمال نیک و پرهیز از محرمات و در مسیر خدا قرارگرفتن حاصل می‌شود. «ان أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»؛ گرامى‌ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست‌ (حجرات: 13) بر آن دلالت دارد. برخی از ویژگی‌های کرامت ارزشی چنین است: 1. اختیاری و حصولی است؛ 2. ارزش نهایی انسان با آن سنجیده می‌شود؛ 3. همة انسان‌ها از آن برخوردار نیستند، 4. قابل زوال است (همان، 168 و 169) .

مؤلفه‌های حفظ کرامت زن در سبک زندگی اسلامی

در اسلام، از یک منظر مؤلفه‌های حفظ کرامت زن شامل این دوست: 1. مؤلفه‌هایی که خود زن با رعایت آنها به حفظ کرامت خود کمک می‌کند؛ 2. مؤلفه‌هایی که دیگران با موظف‌بودن به رعایت آنها، به حفظ کرامت زن کمک می‌کنند؛ یعنی شامل وظایف دیگران در قبال زن است که با انجام آن وظایف، کرامت زنان حفظ می‌شود.

  1. مؤلفه‌های حفظ کرامت زن (توسط خود او)

الف. حفظ کرامت در اجتماع با رعایت عفت

مهمترین وظیفة زنان هنگام حضور در جامعه، رعایت عفت و پاک‌دامنی است. حفظ عفت و پاک‌دامنی، عامل ارزشمندی زنان و شخصیت‌دهی به آنان است. « بی‌عفتی زن خیانت به همسر است؛ زیرا حفظ عفت زن، حق مرد است و زنانی که خود را به دیگران می‌نمایانند به همسر خود خیانت کرده‌اند» (مظاهری، 1387: 69). حفظ حجاب از عواملی است که موجب حفظ عفت است. خداوند در قرآن می‌فرماید: (وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لايُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‌ جُيُوبِهِنَّ)؛ به زنان با ايمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را، جز آن مقدار كه نمايان است، آشكار نکنند و (اطراف) روسرى‌هاى خود را بر سينة خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) (نور: 33). حجاب، وقار و شخصیت زن را افزایش می‌دهد و موجب ايجاد محيطى پاك و برچيده‌‌شدن زمينه‌هاى انحراف است. موجب مي‌شود محيط جامعه تحريك‌آميز نباشد و آنها به فشارهاى روانى و بيمارى‌هاى عصبى گرفتار نشوند (رضايي اصفهاني، 1388، 14: 161 و 162) و عامل ايجاد امنيت براى زنان جامعه است (بهرامي، 1387: 28)، بنابراین لازم است زنان با حفظ حجاب، بر کرامت خود بیفزایند.

عدم نگاه به نامحرم از ديگر موارد رعايت عفت است كه در آیه به آن اشاره شده است. نگاه به نامحرم، مقدمة ارتکاب ساير گناهان است و چه‌بسا گناهاني كه به‌سبب نگاه آلوده ايجاد شده‌اند. لحن نامناسب و گفتار همراه با ناز و كرشمه، از دیگر موارد حفظ عفت است. خداوند مى‌فرمايد: (فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‌ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً)؛ پس به‌گونه‌اى هوس‌انگيز كه بيماردلان در شما طمع كنند سخن نگوييد و سخن شايسته بگوييد! (احزاب: 32). لطافت در گفتار و نازك‌كردن صدا، موجب تحريك شهوت ديگران و در نهايت باعث به‌وجود‌آمدن فساد مي‌گردد (مظاهری، 1387: 88). كلام زن بايد متين و محكم و به دور از جلب‌توجه ديگران باشد تا موجب انحراف خود و دیگران نشود.

همة این اعمال منافي عفت، موجب بي‌ارزشي زنان است و از عدم شناخت زنان از خود سرچشمه مي‌گيرد و عامل نابودى كرامت و ارزش آنان است.

ب. حفظ كرامت زن در مقام همسری

زنان در مقام همسرى وظايفى دارند. امام باقر(ع) دربارة وظیفة زن می‌فرماید: «أَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ…؛ از شوهر اطاعت کند و سرپیچی نکند و بدون اجازة او صدقه ندهد و بدون اجازة او روزة مستحبی نگیرد. او باید نگهبان اموال شوهر باشد و از مصرف نابجای آن و بی‌توجهی در نگهداری‌اش بپرهیزد» (کلینی، 1407، 5: 511) پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «والمرأة راعية على مال زوجها و مسئولة عنه؛ زن، نگهبان و نيز مسئول مال شوهر است‌ (ابن ابی‌جمهور، 1405، 1: 255) و نیز باید باعاطفه و مهربان باشد. آن حضرت می‌فرماید: «خَيْرُ نِسَاءٍ رَكِبْنَ الْإِبِلَ نِسَاءُ قُرَيْشٍ أَعْطَفَ عَلَى زَوْج‌»؛ بهترين زنانى كه بر شتر سوار شده‌اند، زنان قريش‌اند كه در رفتار با شوهر عاطفه بيشتری دارند (ابن اشعث، بی‌تا: 91). او نباید بدون اجازة همسر بیرون رود. آن حضرت می‌فرماید: «أيُّمَا امْرَأَةٍ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا كُلُّ شَيْ‌ء؛ هر زنی که بدون اجازة شوهر از منزل خارج شود، همه بر او لعنت می‌فرستند (ابن ابی جمهور، 1405، 1: 255) و بسیاری وظایف دیگر که همة آن در یک کلام خلاصه می‌شود: نیکو‌شوهرداری‌کردن. آن حضرت می‌فرماید: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ‌: جهاد زن نیکوشوهر‌داری‌کردن است» (همان)؛ ازاین‌رو زن در خانه باید به بهترین شکل، به نظافت، آراستگی، تهیة غذا، تربیت فرزند و یاری آنها، همسر‌داری و… بپردازد و با انجام وظایف خود، بر کرامت خویش بیفزاید.

پ. حفظ كرامت زن در مقام مادر

يكي از نقش‌هاي ارزشمند زنان، نقش مادري، یعنی تربيت فرزند است. مادر در دوران بارداري بايد نكاتي را رعايت كند كه منجر به تربيت نيكوي فرزند ‌شود. در دوران شيردهي نيز رفتار مادر تأثير انکارناپذیری بر تربيت فرزند دارد. به دلیل تأثیر شگرف رفتار مادر بر کودک در این دو دوره، بر مادر لازم با رعايت توصيه‌هاي ديني، به تربيت شايستة كودك كمك كند. شايد به همين دليل باشد كه پیامبر مي‌فرمايد: «لِلْمَرْأَةِ مَا بَيْنَ حَمْلِهَا إِلَى وَضْعِهَا إِلَى فِطَامِهَا مِنَ الْأَجْرِ كَالْمُرَابِطِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ هَلَكَتْ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ كَانَ لَهَا مِثْلُ مَنْزِلَةِ الشَّهِيدِ»؛ براى زن در فاصلة حاملگى تا زايمانش و تا ازشيرگرفتن فرزندش، اجرى است چونان اجر كسى كه خود را در راه خدا (و جهاد) قرار داده است؛ پس اگر در اين فاصله بميرد منزلت شهيد را دارد» (ابن بابويه، 1413، 3: 561).

البته تربيت فرزند منحصر به این دو دوره نيست (هرچند در اين دوران اهميت بيشتري دارد) و تا سال‌هاي بعد نیز طول مي‌كشد و بر مادران لازم است كه الگويي شايسته براي فرزندان باشند. بسيار مادراني هستند كه با تربيت صحيح فرزند، موجب حفظ کرامت او و چه بسيار مادراني كه با تربيت اشتباه فرزند، موجب انحطاط او و دورشدن او از کرامت شده‌اند. «بسیاری از اخلاقیات پسندیدة فرزندان، ریشه در اخلاق مادر دارد که در کودکی در فرزند نهادینه شده است» (نوری همدانی، 1388: 454)؛ بنابراين، زنان بايد با الزام خود در به‌کار‌گیری بهترین شیوه‌های تربیتی، بر كرامت خود بيفزايند و وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهند.

ت. حفظ كرامت در مقام دختر بودن

وقتي سخن از حفظ كرامت در مقام دختر‌بودن به ميان مي‌آيد، پاي حقوق والدين در ميان مي‌آيد. دختران بايد با يادآوري تحمل نُه ماه بارداري مادر و دو سال شيردهي و شب‌بيداري‌ها و خدمات او در سال‌هاي مختلف زندگي و ياد‌آوري تلاش‌هاي پدر براي تأمين معاش و مراقبت از فرزندان و ساير خدمات والدین، بکوشند زحمات آنها را جبران كنند. هرچند اين زحمات جبران ناپذیرند، حتي‌الامكان بکوشند گوشه‌اي از محبت‌هاي آنان را جبران نمايد. قرآن دربارة خدمت به والدين می‌فرماید: (وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً)؛ ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند (عنکبوت: 8). خدمت به والدين منحصر به دوران حيات آنان نيست و تا بعد از مرگ آنان ادامه مي‌يابد؛ تا حدي كه اگر فرزندان بعد از مرگ والدين، از آنان غافل شوند و براي آنها خيرات نفرستند، عاقّ والدين شده و از رحمت خدا دور می‌شوند. پیامبر(ص) مي‌فرمايد: «لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِيلٌ وَ لَا عَاقُ‌ وَالِدَيْهِ»؛: بخیل و شخصی که عاقّ والدین شده وارد بهشت نمی‌شود (ابن اشعث، بی‌تا: 251)؛ بنابراين دختران در جایگاه فرزندبودن خود، باید با احسان به والدين و نیکی در حق آنها، به وظیفه خود عمل کنند تا شایستگی ارتقایافتن در پیشگاه الهی را کسب نمایند.

  1. مؤلفه‌های حفظ کرامت زن (توسط دیگران)

الف. مولفه‌های حفظ کرامت زن توسط شوهر

– حفظ آراستگی

یکی از نیازهای انسان، نیاز زیبایی‌طلبی است. یکی از موارد زیبایی‌طلبی، تمایل به زیبایی همسر است. زنان نیز مانند مردان، خواهان زیبایی و آراستگی همسران‌اند و این خواسته، مختص مردان نیست. امام باقر(ع) می‌فرماید: «النِّسَاءُ يُحْبِبْنَ أَنْ يَرَيْنَ الرَّجُلَ فِي مِثْلِ مَا يُحِبُّ الرَّجُلُ أَنْ يَرَى فِيهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّينَةِ»؛ زن‌ها دوست دارند همان طور مردان خود را آراسته ببينند كه مردان دوست دارد زنان خود را همان گونه ببینند» (طبرسى، 1412 / 1370ش: 80). با این حدیث امام باقر(ع)، بر این تصور عموم که می‌پندارند آراستگی مختص زنان است و اهمیتی ندارد که مردان آراسته باشند، خط بطلان کشیده می‌شود. زیبایی همسر و آراستگی او برای زن مهم است و لازم است مرد به این مسئله توجه کافی داشته باشد تا میل به زیبایی‌طلبی زن اشباع شود. بی‌توجهی مرد به این مسئله در روحیه و علاقة همسر به او تأثیر دارد و حتی ممکن است به انزجار او از شوهر خود و تمایل به سمت مردان دیگر بینجامد» (فقیهی، 1387: 87).

امام رضا(ع) در سیرة عملی خویش به این مسئله توجه داشتند؛ چنان‌که راوی می‌گوید: «رأیت ابالحسن اخْتَضَبَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اخْتَضَبْتَ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ التَّهْيِئَةَ مِمَّا يَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ التَّهْيِئَه»؛ حضرت رضا(ع) را در حالی که محاسن مبارك را خضاب به سياهى کرده بودند، دیدم. حضرت فرمودند كه در خضاب اجر عظيم هست و خضاب‌كردن و خود را نيكوکردن از چيزهایى است كه عفت زنان را می‌افزاید و بسيارى از زنان عفت را رها کردند، بدان جهت كه شوهرهاى‌ ايشان، زينت کردن را ترک نمودند» (کلینی، 1407، 5: 567). از مجموع آموزه‌های دینی دربارة آراستگی چنین برداشت می‌شود: 1. زن نیازمند آراستگی و پاکیزگی و زینت مرد است؛ 2. عفت در زنان با ارضای نیاز (زیبایی‌طلبی) آنان تأمین می‌شود؛ 3. بی‌توجهی مرد به آراستگی خود، موجب خروج زنان از [مدار] عفت و پاکدامنی است؛ 4. آراسته‌بودن مرد، علاوه بر تأمین نیاز زیبایی‌طلبی زن، نشانگر توجه مرد به زن است و نیاز او به مورد‌توجه‌بودن را نیز تأمین می‌کند.(فقیهی، 1387: 89)؛ به همین دلیل، لازم است مردان با توجه به این نیاز زنان، پاسخ‌گوی این خواستة زنان باشند و از لغزش و دور‌شدن آنان از کرامت جلوگیری کنند.

– محبت به زن

از جمله نیازهای زن و شاید بزرگترین نیاز او در زندگی زناشویی، نیاز به محبت و دوست‌داشته‌شدن از جانب همسر است. «زن دلش می‌خواهد محبوب دیگران باشد. هر چه محبوب‌تر باشد، شادابی‌اش بیشتر است. برای به‌دست‌آوردن محبوبیت، تا سرحد فداکاری کوشش می‌کند؛ اما اگر بداند محبوب کسی واقع نشده است، احساس شکست می‌کند و دائماً پژمرده و افسرده است. به همین خاطر بزرگترین رمز همسرداری، اظهار محبت و علاقه به همسر است» ( امینی، بی‌تا: 191).

امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَا أَظُنُّ رَجُلًا يَزْدَادُ فِي الْإِيمَانِ خَيْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ»؛ تصور نمى‌كنم كسى در مراحل ايمان، بر خير و نيكى خود بيفزايد؛ جز اينكه احساس و محبت او به زنان افزایش یابد» (كلينى،1407، 5: 320).

محبت باید اظهار شود و تنها محبت قلبی کافی نیست. اگر محبت اظهار نشود، زن متوجه محبت همسر به خود نمی‌شود؛ به همین خاطر «ابراز عشق و محبت، لازمة شادابی و نشاط و امنیت خاطر زن می‌باشد» (پناهی، 1390: 91) و «اهمیت بسیاری در تحکیم رابطه زناشویی دارد» (بستان، 1388: 199). پیامبر(ص) دربارة اظهار محبت در کلام، می‌فرماید: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»؛ گفتة مرد به زن كه من تو را دوست مى‌دارم، از قلب زن بيرون نمى‌رود» (كلينى، 1407، 5: 569)؛ ازاین‌رو، بی‌توجهی به این نیاز، موجب ناراحتی روحی و احساس بی‌فایده‌بودن زنان می‌شود و افکار منفی ایجاد می‌کند وکرامت زنان را از بین می‌برد.

– تأمین نفقه

یکی دیگر از مؤلفه‌های حفظ کرامت زن در اسلام، حفظ کرامت او در مسائل اقتصادی است. در اسلام تأمین نیازهای اقتصادی زن بر عهدة مرد است و باید نیازهای اقتصادی زن را برآورده کند و تخلف از آن جرم محسوب می‌شود و گناه است: «مَا حَقُّ الْمَرْأَةِ عَلَى زَوْجِهَا الَّذِي إِذَا فَعَلَهُ كَانَ مُحْسِناً قَالَ يُشْبِعُهَا وَ يَكْسُوهَا»؛ [پرسیده شد] کدام حقّ زن بر شوهر است که اگر شوهر آن را انجام دهد، نیکوکار است؟ فرمودند: خوراك و لباس او را تأمين كند» (کلینی، 1407، 5: 511). البته با توجه به آیة «لَهُ رِزْقُهُنَ‌ وَ كِسْوَتُهُنَ‌ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها» لازم است بر پدر که خوراك و پوشاك مادر را به‌طور شايسته بپردازد. هيچ‌كس موظّف به بيش از مقدار توانايى خود نيست» (بقره: 233). تأمین مخارج زن در صورتی که بیش از توان شوهر باشد، نامتعارف بوده و تأمین آن لازم نیست (رفسنجانی و دیگران، 1386، 2: 111). بنابراین اسلام با توجه‌دادن مردان به لزوم تأمین نفقة زنان، به آنان کرامت بخشیده است.

ب) حفظ کرامت زن در مقام مادر

 

مسئلة تکریم مادر به‌قدری درخور توجه قرار گرفته است که رسول خدا در پاسخ به فردی که گفت به چه کسی نیکی کنم سه بار فرمود به مادرت و بعد از سه بار فرمود به پدرت: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ ع أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أَبَاكَ»؛ مردی نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا، به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت. مرد گفت بعد از آن به چه کسی؟ باز هم حضرت فرمود مادرت و باز همین را پرسید و پیامبر فرمود به مادرت و بعد از سه بار گفت پدرت» (کوفی اهوازی، 1402، نص: 40).

مادر با مراقبت از فرزندان و یاری آنها از کودکی تا بزرگسالی و گاهی تا لحظة مرگ خود، حق بزرگی بر گردن فرزندان دارد و لازم است فرزندان حقوق او را پاس‌ دارند. فرزندان وظیفه دارند به مادر نیکی و احسان کنند؛ چنان‌که خداوند از زبان حضرت عیسی(ع) می‌فرماید: (وَ بَرًّا بِوالِدَتِي)؛ و خدا مرا در قبال مادرم مهربان قرار داده است (مریم،32).

از مصادیق احسان به مادر، رعایت ادب و احترام مادر است تا جایی که خدا می‌فرماید: (فلا تقل لهما افٍ)؛ به آنها کوچک‌ترین اهانتی نکن» (اسراء: 23). مصداق دیگر، نگاه محبت‌آمیز به اوست: «النَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْأَخِ بِوُدِّهِ [يَوَدُّهُ‌] فِي اللَّهِ عِبَادَةٌ»؛ نظر رأفت و رحمت به پدر و مادر عبادت است» (ابن فهد حلى، 1407: 189). احسان به والدین، محدود به زنده‌بودن آنها نیست؛ بلکه باید بعد از عمرشان نیز با فرستادن خیرات و یاد‌کردنشان، به آنها نیکی کرد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مَنْ‌ زَارَ قَبْرَ وَالِدَيْهِ‌ أَوْ أَحَدِهِمَا فِي كُلِّ جُمُعَةٍ فَقَرَأَ عِنْدَهُمَا يس غَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِعَدَدِ كُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا»؛ هر کس قبر والدین خود یا یکی از آنها را در هر جمعه زیارت کند و نزد آن دو، سورة یاسین را بخواند، خداوند گناهان او را به تعداد حروف آن می‌بخشد» (مجلسی، 1403، 89: 293)؛ بنابراین، فرزندان با خدمت به مادر چه در زمان حیات و چه بعد از آن، موجب خشنودی او می‌شوند و بر کرامت او می‌افزایند.

پ. حفظ کرامت دختر

در دورانی که اعراب جاهلی، دختران خود را زنده‌به‌گور می‌کردند، اسلام برای آنان ارزش والایی قائل بود؛ به‌گونه‌ای که امام علی(ع) می‌فرماید: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا بُشِّرَ بِجَارِيَةٍ قَالَ رَيْحَانَةٌ وَ رِزْقُهَا عَلَى اللَّهِ»؛ رسول خدا(ص) زمانی که به دختر بشارت داده می‌شدند می‌فرموند دختر گلی خوشبوست و رزق آن بر عهدة خداست» (ابن اشعث، بى‌تا: 189).

اسلام با طلوع خود، به شخصیت دختران ارزش بخشید. در تعالیم اسلام وظایف متعددی برای حفظ کرامت دختران بر عهده والدین نهاده شده است. والدین وظیفه دارند به مسائل عاطفی دختران توجه کافی داشته باشند. به‌کارگیری تعبیر «یا بنتی» توسط پیغمبر در خطاب به حضرت زهرا(س) در هنگام سخن‌گفتن با ایشان: «يا بنتي‌ اما المعلقة بشعرها فانها كانت» (عروسی حویزی، 1415، 3: 121)، حامل پیام مهربانی و احترام آن حضرت به حضرت فاطمه(س) است. همچنین تأکید ایشان بر لزوم اعطای هدیه به دختران قبل از پسران: «مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ»؛ هر كس وارد بازار شود و تحفه‌اى (هديه‌اى) بخرد و آن را براى افراد تحت كفالتش ببرد، او به‌سان كسى است كه صدقه‌اى براى مردمى نيازمند ببرد و بايد به دختران پيش از پسران هدیه دهد» (امالی صدوق، 1376، نص، 577) نشانگر توجه ایشان به بُعد عاطفی دختران و لزوم پرورش آن است.

از دیگر نمونه‌های تکریم دختران در اسلام، شرط اجازة پدر در امر ازدواج دختران است. «به دلیل این ویژگیِ دختران که تشنة محبت‌اند و تا زمانی که ازدواج نکرده‌اند زمزمة محبت مردان را باور می‌کنند و مردان از این حسِّ خوش‌باوری دختران استفاده می‌کنند» (مطهری، 1377، 19: 92 تا 94)، اسلام ازدواج آنها را منوط به اجازة پدر کرده است تا پدران که تجربة بیشتری دارند و جنس مردان را بهتر می‌شناسند، دختران را در امر ازدواج یاری کنند. غیرت‌ورزی بر دختران، از دیگر وظایف پدران است. پیامبر(ص) می‌فرماید: «كَانَ أَبِي إِبْرَاهِيمُ غَيُوراً وَ أَنَا أَغْيَرُ مِنْه»؛ پدرم ابراهيم خليل بسیار غيرتمند بود و من از وى غیرتمند‌ترم» (ابن بابویه، 1413، 3: 444)‌.

بنا بر آنچه گفته شد، والدین با پرورش عاطفی فرزندان، تربیت دینی آنها، مشاوره به فرزندان، یاری‌کردن آنها در امر ازدواج و… نقش مهمی در حفظ کرامت دختران دارند و کوتاهی آنها در حق فرزندان، عامل گرایش آنان به گناهان و دور‌شدن ایشان از کرامت و شرافت است.

ت. حفظ کرامت زن در اجتماع

مهم‌ترین نیاز زنان هنگام حضور در جامعه، امنیت و آزادی است. اسلام برای تأمین این خواستة زنان، ضمن آنکه زنان را مقید به رعایت حفظ عفاف کرده است، با دستورات خود مردان را نیز ملزم به حفظ عفت و پاک‌دامنی کرده است و در موارد متعدد، آنان را از نگاه آلوده به زنان بر حذر داشته است. امام علی(ع) در نکوهش مردان چشم‌چران می‌فرماید: «لعن اللَّه النّاظر»؛ خداوند لعنت كند چشم‌چران را » (قضاعی، 1361، متن، 55) و پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «النّظر سهم مسموم من سهام ابليس»؛ نگاه حرام تیری زهرآلود از تیرهای ابلیس است»( همان،123). کنترل نگاه ضمن تأمین نیاز زنان به امنیت، عامل عفاف آنان است؛ زیرا گاهی مردان با نگاه‌های آلودة خود، موجب انحراف زنان می‌شوند؛ در حالی که اگر نگاه خود را کنترل می‌کردند، زنان دچار لغزش نمی‌شدند و از حفظ عفاف و کرامت خود دور نمی‌شدند؛ بنابراین مردان باید با توجه به عقاب نگاه‌کردن و آثار مخرب آن، از لغزش خود و دیگران جلوگیری کنند.

ث. تکریم زنان بی‌سرپرست

زنان بی‌سرپرست قشری از جامعه‌اند که با مشکلات فراوان مواجه‌اند و در تعابیر دینی تأکیدات فراوانی بر حمایت از آنها وجود دارد. از آنجایی که تأمین اقتصادی خانواده بر عهدة مردان است، مسلم است نبود مرد اگر با آینده‌نگری‌های مالی همراه نباشد، زنان را با چالش‌هایی مواجه می‌کند. اسلام افراد جامعه را در برابر این مسئله مسئول دانسته است. امام علی(ع) دربارة لزوم رسیدگی به زنان بی‌سرپرست می‌فرماید: «ارْحَمُوا الْأَرْمَلَةَ وَ الْيَتِيمَ»؛ به زنان بی‌سرپرست و یتیم رحم کنید» (ابن شعبه حرانی، 1404/1363، متن، 152).

بی‌توجهی مردم به این مسئله از گناهانی است که جزای آن در همین دنیا دامن انسانها را می‌گیرد. امام علی(ع) می‌فرماید: «الذُّنُوبُ الَّتِي تَحْبِسُ غَيْثَ السَّمَاءِ… ظُلْمُ الْيَتِيمِ وَ الْأَرْمَلَةِ؛ از گناهانی که مانع نزول باران می‌شود، ظلم به یتیم و بیوه‌زنان است (ابن بابويه،1403: متن، 271).

رسیدگی به مشکلات مالی آنها در رأس خدمت به آنها قرار دارد. امام سجاد(ع) می‌فرماید: «أَ تَرْجُو أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِينَ وَ أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَكَبِّرِينَ وَ تَطْمَعُ وَ أَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِي النَّعِيمِ [أَنْ تَمْنَعَهُ‌] تَمْنَعُهُ الضَّعِيفَ وَ الْأَرْمَلَة؛ آيا اميدوارى كه خدا پاداش فروتنان (كه به دنيا و كالاى آن دل نبسته و به دستور او رفتار ميكنند) را به تو بدهد و حال آنكه تو نزد او از گردن‌كشانی (كه دل به دنيا بسته و خلاف دستور او را انجام مى‌دهند) و آيا آزمندى كه پاداش صدقه‌دهندگان (كه از بينوايان دست‌گیری می‌کنند، بدون بزرگى و خودنمایى) را براى تو واجب و لازم گرداند؛ در حالي‌كه تو در عيش و خوش‌گذرانى غلتيده‌ای و ناتوان و بيچاره و بيوه‌زن و درويش را از آن بهره نمى‌دهى» (نهج البلاغه، نامة20).

غم و اندوه ناشی از فقدان همسر از دیگر مسائل زنان بی‌سرپرست است و بر زنان دیگر لازم است با دلداری و تسلای آنها، در کاهش مشکلات روحی‌شان بکوشند. ابراهیم(ع) از خدایش پرسید: «فَمَا جَزَاءُ مَنْ سَدَّدَ الْأَرْمَلَةَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ قَالَ أُقِيمُهُ فِي ظِلِّي وَ أُدْخِلُهُ جَنَّتِي؛ پاداش كسى كه بيوه زنان و درماندگان را براى رضاى تو تسليت و دلدارى كند چيست؟ خطاب شد: او را در ساية خود جاى مى‌دهم و او را داخل بهشت مى‌كنم» (شهید ثانی، بی‌تا: 117) امام علی(ع) الگوی عملی کمک به زنان بی‌سرپرست است؛ چنان‌که روایت کرده‌اند: «نَظَرَ عَلِيٌّ إِلَى امْرَأَةٍ عَلَى كَتِفِهَا قِرْبَةُ مَاءٍ فَأَخَذَ مِنْهَا الْقِرْبَةَ فَحَمَلَهَا إِلَى مَوْضِعِهَا و…؛ امام على(ع) زنى را ديد كه مشك آیب بر دوش خود مى‌برد. آن مشك را از وى گرفت و آن را برد و..» (ابن شهرآشوب، 1379، 2: 116). در صورت بی‌توجهی به زنان بی‌سرپرست ممکن است به دلیل شرایط سخت زندگی به اعمال ناشایست گرایش یابند و از مقام والای انسانیت دور شوند و این به دلیل آن است که جامعه، خود را در برابر آنها مسئول نمی‌داند؛ در حالی که رسیدگی به حال زنان بی‌سرپرست وظیفة آنهاست؛ بنابراین دیگران باید با یاری آنان در حفظ کرامت انسانی‌شان بکوشند.

نتیجه‌گیری

در سبک زندگی اسلامی، دو نوع کرامت داریم: 1. کرامت ذاتی که همة انسانها در آن مشترک‌اند؛ 2. کرامت اکتسابی که با انجام فضایل و پرهیز از زشتی‌ها به‌دست می‌آید.

مؤلفه‌های حفظ کرامت زنان در سبک زندگی اسلامی دو نوع است: 1. مؤلفه‌های حفظ کرامت زن توسط خود او که با حفظ عفت و پاک‌دامنی و ملزم‌بودن به حجاب و عدم نگاه به نامحرم و سخن‌گفتن شایسته و… و به‌طور کلی، با رفتار درست در اجتماع محقق می‌شود. همچنین نیکوهمسرداری و توجه به حقوق او و ایفای نقش مادری به‌نحوی شایسته و توجه به تربیت فرزندان و ایفای نقش فرزند (دختر‌بودن) به شکلی مؤثر و احسان به والدین از دیگر موارد حفظ کرامت زن توسط خود زنان اوست. 2. مؤلفه‌های حفظ کرامت زن توسط دیگران که شامل این موارد است: 1. حفظ کرامت زن توسط همسر با حفظ آراستگی و محبت به زن و تأمین نیازهای اقتصادی او محقق می‌شود؛ 2. حفظ کرامت زن توسط مردان جامعه که با عدم نگاه آلودة مردان محقق می‌شود؛ 3. حفظ کرامت زن توسط فرزندان که با رعایت ادب و احترام و احسان و… محقق می‌شود؛ 4. حفظ کرامت دختران که با ایفای نقش صحیح والدین محقق می‌شود؛ 5. حفظ کرامت زنان بی‌سرپرست که با توجه‌کردن افراد جامعه به آنها، محقق می‌شود.

چرایی و چگونگی تبدیل ضد ارزش به ارزش در سبک زندگی

به نقل از اماج – در هر جامعه برخی از آرمان‌ها وجود دارد که مردم آن جامعه به آن احترام می‌گذارند، در اصطلاح به این آرمان‌ها ارزش می‌گویند؛ یعنی یک سری باورهایی که مردم پایبند به انجام آنها هستند و تخلف از آن را شایسته نمی‌دانند؛ در مقابل این ارزش‌ها، ضد ارزش‌ها قرار دارند که اهل آن جامعه این نوع از رفتار را به‌عنوان رفتار ناشایست، قبیح و مردود می‌دانند و اگر شخصی چنین رفتاری را دارا باشد در دید مردم دست‌کم یک انسان نامتعادل و بدرفتار است. از آنچه ذکر شد مشخص می‌شود که برای هر جامعه، هنجارهایی وجود دارد که شخص خاطی در این موارد مورد نکوهش مردم واقع می‌شود، اما آنچه ما در اینجا به دنبال آن هستیم، این است که چرا گاهی یک ضد ارزش در نظر مردم آن جامعه به‌صورت ارزش تلقی می‌شود؛ ازاین‌رو با استفاده از روش تحقیق استنتاج منطقی در پی بیان احتمالاتی چون تحول در سرشت آدمی، باورهای نادرست، تغییر در نفس فعل، تقلید نابه‌جا، وسوسه‌های نفسانی، عدم اعتقاد قلبی و برخی علت‌های نسبی دیگر خواهیم بود.

شاید این‌گونه به نظر برسد که وقتی ضد ارزش به ارزش تبدیل می‌شود، پس انجام آن منافی با آرمان و اعتقاد مردم نیست، زیرا این کار تبدیل به ارزش شده و دیگر ضد ارزش نیست؛ اما این حرف واضح البطلان است، چراکه اگر گفته شد تبدیل ضد ارزش به ارزش، منظور نه این است که ماهیت و ذات کار ناپسند تغییر کند و تبدیل به کار پسندیده شود، زیرا چنین چیزی عملاً ممکن نیست، یعنی فعلی که ذاتاً قبیح باشد، هیچ‌وقت تبدیل به فعل حسن نمی‌شود؛ اما آنچه ما از تبدیل گفتیم، منظور تبدیل ضد ارزش به ارزش در نظر مردم بود، یعنی فعل قبیح همان است، اما زاویه دید مردم نسبت به آن تغییر کرده و به‌اصطلاح خوب دیده می‌شود، ‌از این‌رو اگر چنین روندی در جامعه‌ای باشد و از آن جلوگیری نشود درآینده ای نزدیک جامعه‌ای مالا مال از ضد ارزش با هنجارشکنی‌های بسیار دیده می‌شود، اگرچه در نظر مردم این‌چنین نباشد؛ اما برای اینکه به این سؤال پاسخ صحیحی بدهیم، در این تحقیق اجمالاً به فرضیاتی در این مورد خواهیم پرداخت تا ببینیم علت چیست؟

ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها

اجتماع برخی از مردم در جایی که معمولاً از نظر طایفه، آرمان و دین با هم متحد هستند و همین متحد بودن آنها در آرمان و دین، باعث می‌شود ارزش‌های آنها (نوعی از باورهای مردم که به آن پایبند هستند و تخطی از آن را ناپسند می‌شمارند) و ضد ارزش‌های آنها (آنچه مقابل ارزش قرار می‌گیرد و پایبندی به آنها قبیح است) یکی باشد؛ از این‌رو افعالی که با ارزش‌ها سازگاری دارند را افعال حسن (آن دسته از افعال یا عقایدی که باعث رشد ملل و جوامع می‌شود) و در مقابل، آن دسته از افعالی که با ارزش‌ها منافرت داشته و با ضد ارزش سازگاری دارد را قبیح (یک سری از رفتار آدمی که خود انسان و بعضاً یک اجتماع را به سمت تباهی سوق می‌دهد) می‌نامند.

سؤال پژوهش

چرا در بعضی از جامعه‌های متمدن آنچه در واقع زشت و قبیح است، به‌صورت زیبا جلوه می‌کند؟ و چگونه می‌شود که آنچه ذاتاً منفور سرشت طبیعت و فطرت پاک بشر است، در نظر و سبک زندگی مردم ارزش تلقی می‌شود؟

یافته‌ها

ارزش‌ها از نظر اهميتى كه در سبک زندگی دارند، يكسان نيستند و در مجموعه‌ای جاى دارند كه به آن «نظام ارزشى» گفته می‌شود؛ اين نظام به‌عنوان معيارى براى قضاوت درباره خود و ديگران، انتخاب‌های فرد را تحت تأثير قرار می‌دهد. اولویت‌هایی كه افراد به ارزش‌ها می‌دهند، يكسان نيست. اين اولویت‌ها معمولاً متأثر از خلق‌وخو، شخصيت، تجربه‌های جامعه‌پذیری، تجربه‌های منحصربه‌فرد زندگى، فرهنگ پيرامون و مانند آن است. در كل، ارزش‌ها در شمار درونی‌ترین لایه‌های شخصيت افراد بوده و شناخت دقيق هر فرد در گرو شناخت اين ارزش‌ها و گرایش‌های ارزشى و هويتى اوست. هر يك از ارزش‌ها را می‌توان عقايد پايدار فرد نسبت به شيوه خاص از رفتار يا هدف نهايى زندگى دانست كه از نظر فردى يا اجتماعى در مقابل شيوه ديگرى از رفتار يا هدف ديگرى از هستى قابل ترجيح است (لطف‌آبادی، 1385: 18).

تغيير ارزش‌ها هميشه يك فرايند است و گاه حركت اين فرايند تند و گاه كند است؛ در سبک زندگی تضاد ارزشى مرحله‌ای از اين فرايند است كه با مقابله نظام جديد و قديم شروع می‌شود؛ اما سرانجام، با تغيير ارزش‌ها و تثبيت نظام ارزشى جديد و يا دست‌کم، خنثی كردن تأثير نظام ارزشى قديم، پايان می‌یابد؛ اما درصورتی‌که بعد از رسيدن به يك نقطه جديد توقف نكند و تثبيت نشود، جامعه را گرفتار عدم تعادل می‌کند (عیسی زادگان، 1391: 85). در ادامه مهم‌ترین دلایل تبدل ضد ارزش به ارزش در سبک زندگی را بررسی می‌کنیم.

الف) تحول در سرشت آدمی

شاید کسی گمان کند اینکه در جامعه‌ای ضد ارزشی تبدیل به ارزش می‌شود، به سبب تغییر در ذائقه مردم است؛ اما آنچه به نظرمی رسد، این است که در هر امر وجودی اول باید از امکان وقوع آن امر بحث کرد و اگر امکان وقوعش ثابت شد، می‌توان در مورد وقوعش در خارج بحث کرد، اکنون ما نیز اول باید ببینیم تغییر در ذائقه امکان وقوع دارد یا خیر و اگر ثابت شد که امکان وقوع دارد، ببینیم آیا در خارج واقع‌شده یا خیر، ذائقه مردم امکان تغییر ندارد؛ چون از سرشت و طبیعت آدمی نشئت می‌گیرد و سرشت آدمی هیچ‌گاه قابل‌تغییر نخواهد بود و این امر را هرکس در نفس خودش ضرورتاً درک می‌کند، از این‌رو دیگر از وقوعش در خارج بحث نمی‌شود؛ پس اگر مثلاً مسئله حجاب در جامعه امروزی، از زاویه دیگری به آن توجه می‌شود و بی‌حجابی در جامعه ارزش می‌شود، این تبدیل ضد ارزش به ارزش، نه به ‌سبب تغییر ذائقه مردم است، بلکه باید در پی دلیل دیگری بود.

ب) باورهای نادرست

آنچه برای ما روشن است این است که برخی مردم بدحجاب یا بی‌حجاب بودن را نوعی آزادی جامعه می‌دانند و کسی که حجاب دارد را به دید یک انسانی که با زمان همراه نیست می‌نگرند؛ و بر این باورند که با تغییر زمان همه‌چیز حتی آرمان‌ها تغییر می‌کنند، غافل از اینکه آرمان‌ها برای زمانی خاصی وضع نشده‌اند تا با پیشرفت زمان از بین بروند و به‌اصطلاح درگیر زمان نیستند؛ البته از این مسئله نباید غفلت ورزید که برخی از افراد با این اعتقاد، نیاز به تفهیم این مطالب دارند، یعنی باید کسی باشد تا این مهم را به آنها گوشزد کند که اگرچه حجاب به‌ظاهر انسان را محدود می‌کند، اما مشخص است که فواید فراوان و مورد نیازی دارد که از جمله آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

– مصون ماندن شخصی که دارای حجاب هست، از آفاتی مثل نگاه‌هایی که امکان دارد هوس‌بازان یا افراد متعادل و یا حتی مؤمن را، متوجه شخص بی‌حجاب بکند و تأکید بیشتر حجاب روی زن است؛ زیرا بی‌حجاب بودن زن، به‌مراتب از بی‌حجاب بودن مرد، بدتر است و در این مورد که افراد زیادی به سبب بی‌حجابی به انحراف کشیده شده‌اند، در تاریخ بسیار زیاد است و بر شما مخفی نیست که در جامعه امروزی هم این‌چنین است. اگر مردم به این نکته دقت داشته باشند که عفت، وقار و جایگاه زن چقدر بالاتر از آن است که در مناظر عمومی بدون حجاب حاضر شود، هیچ‌گاه بی‌حجابی در جامعه رواج پیدا نمی‌کند.

– مصون ماندن کسانی که با نگاه به شخص بی‌حجاب، امکان دارد به راه انحراف کشیده شوند؛ پس کسی که بی‌حجاب است، غیر از اینکه به خودش ضربه می‌زند، گاهی امکان دارد به افراد دیگری نیز آسیب برساند؛ از این‌رو مقصر اصلی و اولی انحراف اخلاقی، شخص بی‌حجاب است و دومین مقصر، کسی است که از نگاه خود محافظت نمی‌کند؛ اولی به این سبب که بدون حجاب در مجامع عمومی حاضرشده و دومی به سبب عدم رعایت موازینی که برای او وضع‌ شده است؛ متد قرآن نیز همین است و هر دو گروه را نهی کرده: «و قرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی واقمن الصلاه وآتین الزکاه واطعن الله ورسوله انمایریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا» (احزاب: 33)؛ «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون» (نور: 30)؛ که در آیه اول، حفظ کامل حجاب و در آیه دوم، روی غض بصر و محافظت از نگاه بحث می‌کند؛ و نیز از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که: «تيري مسموم از جانب شيطان است؛ هرکس آن را به سبب خدا- نه غير او – ترک کند، خداوند در پي آن ايماني به او مي‌دهد که طعم آن را بچشد» (صدوق، 1410 ق، ج 4: 18).

پ) تغییر در نفس فعل

همچنین امکان دارد این‌گونه تصور شود که شاید قبیح المنظر نبودن فعلی از ضد ارزش‌ها به این سبب است که این فعل قبلاً وجهه زشتی داشته که فعلاً دارای آن نیست، از‌این‌رو مردم نیز آن را زشت تلقی نمی‌کنند. درگذشته حداقل در جوامع اسلامی، هرگونه رابطه نامشروع بین انسان‌ها را کار بسیار ناپسندی می‌دانستند، یعنی اعتقاد به آرمان‌ها و ارزش‌ها، چنین اجازه‌ای را به کسی نمی‌داد که چنین رابطه‌ای را داشته باشد، ولی متأسفانه در بعضی از جوامع امروزی نه‌تنها رابطه‌های نامشروع مردود نیست، بلکه بعضاً کسی که رابطه نامشروع نداشته باشد، با دید دیگری به او نگاه می‌شود، یعنی آن را نوعی ارزش تلقی می‌کنند. واقعه‌ای بسیارتاسف بارتر برای جامعه‌ای که حتی خودش را جامعه اسلامی هم معرفی می‌کند و بدتر از آن پدر و مادری است که با اطلاع به اینکه فرزندش این‌گونه رابطه‌ای دارد، او را منع نکرده و بعضاً او را تشویق به این کار می‌کند؛ همان‌طورکه قبلاً گفته شد باید در مرحله اول دیده شود که این تغییر ماهیت فعل امکان وقوعی دارد یا نه، بعد از وقوع آن در خارج بحث شود؛ اما در اینجا نیز باید گفته شود که خیر، یعنی تغییر ماهیت در فعل امکان ندارد. در جهت تشریح این امر باید عنوان نمود که افعال برسه قسم‌اند: 1. افعالی که ذاتاً حسن هستند و قابل‌تغییر و تبدیل نیستند، یعنی همیشه به‌صورت حسن باقی خواهند ماند، زیرا که حسنشان از ذات نشئت می‌گیرد و ذات قابل‌تغییر نیست؛ این‌گونه افعال را هر شخصی انجام دهد، به‌صورت حسن تلقی می‌شود؛ 2. افعالی که در ذات خود نه موصوف به حسن هستند و نه به قبیح، یعنی امکان دارد هم زیرمجموعه کار خوب ، هم زیرمجموعه کار ناپسند واقع شوند، ولی در ذات خود نه حسنی و نه قبحی دارند و اگر کسی که این افعال را انجام دهد با نیتی خوب این افعال هم عنوان حسن پیدا خواهند کرد و اگر به نیت و قصد سوء باشد، در مجموعه کارهای زشت قرار خواهد گرفت؛ 3. افعالی که ذاتشان مقتضی این است که فعل ناپسند باشد و این قسم هم چون قباحت خود را از ذات می‌گیرد، قابل‌تغییر نیست، یعنی نمی‌توان آن را به وجه حسن انجام داد، اما روابط مذکور نیز از این قسم است، یعنی ذاتاً چنین روابطی مذموم آرمان‌های یک جامعه اسلامی است، اما اینکه چرا برخی از مردم این فعل را حسن تلقی می‌کنند، به سبب تغییر ماهیت نمی‌تواند باشد.

ت) تقلید نابه جا

دیگر احتمالی که در مورد علت تبدیل ضد ارزش به ارزش داده می‌شود، این است که مردم از روی تقلید کورکورانه، از کسانی که این ضد ارزش‌ها را ارزش می‌دانند، این‌گونه رفتار ناشایست را انجام می‌دهند؛ مثلاً اگر شخصی در رسانه‌ای ملتفت می‌شود که در یک جامعه آدم‌های شروری همچون، قاتل و امثال‌ذلک، کسانی هستند که مردم از او حساب می‌برند و در عرف آن جامعه، از او به‌عنوان یک انسان شجاع تعبیر می‌شود، به‌ویژه اگر عرف آنجا محبوبیتی برای این فرد داشته باشد، این ذهنیت شجاع بودن شخص شرور، برای او نیز پیش می‌آید؛ از این‌رو دید او نیز نسبت به چنین انسان‌هایی تغییر می‌کند؛ این دلیل می‌تواند یکی از ادله صحیحی باشد که در مورد تبدیل ضد ارزش به ارزش ارائه شده، زیرا نمونه بارز آن را ما در برخی از جوامع شاهد هستیم.

برخی از مردم که با یقین قلبی به آرمان‌های خود نرسیده‌اند و با دیدن اینکه در فلان مذهب و مسلک حجاب ضد ارزش و نوعی محدودیت تلقی می‌شود، همین اعتقاد را پیدا می‌کنند، غافل از آنکه متوجه ضررهای آنها نیستند؛ و این‌گونه اعتقاد دارند که هرچه انسان عریان‌تر باشد، به‌روزتر است، درصورتی‌که به‌روز بودن درگرو عریان شدن نیست، زیرا اگر این‌گونه باشد حیوانات خیلی به‌روزتر از انسان هستند؛ اما چرا انسان وقتی درجایی مسلک دیگری را می‌بیند، بعضاً بدون دلیل اعمال و رفتار آنها را پسندیده و به آنها ملتزم می‌شود؟ در جواب باید گفت دلیل اول همان سستی ایمان و عقیده او، به آرمان‌های خودش است، زیراکسی که اعتقاد قلبی داشته باشد، این‌گونه اعتقاد خود را از دست نمی‌دهد و اگر به این‌گونه موارد برخورد کند، از عالمان دین و مذهب خود، چاره‌جویی می‌کند؛ دلیل دیگر این است که اعتقاد و توجه خاصی به دین یا مردم آن جامعه دارد که با دیدن رفتار آنها سعی در تقلید از آنها دارد و به تعبیر دیگر، آنها را برتر از خود می‌داند، درصورتی‌که برتری درگرو علم و ایمان به ذات قدوس حق و ایمان به پیامبران راستین اوست.

ث) وسوسه‌های نفسانی

نفس آدمی هم نقش کمی در تبدیل ضدر ارزش به ارزش در سبک زندگی ندارد؛ بعید نیست این‌گونه به نظر برسد که چون برخی از انسان‌ها نسبت به آخرت اعتقاد قلبی ندارند و به تعبیر دیگر معاد را ساخته یک قشر خاص از جامعه می‌دانند، از این‌رو ارزش و ضد ارزش برایشان تفاوتی ندارد. این اعتقاد می‌تواند معلول این باشد که انسان برای اینکه خود را آسوده کند، از هرگونه قیدوبندی برای خودش دلیلی می‌آورد و چون همان‌طور که گفته شد، نفس اماره از او دست برنمی‌دارد و به هرگونه دلیلی که حتی با موازین عقلی تطابق نداشته باشد، تکیه می‌کند و این‌گونه به‌اصطلاح خود را قانع می‌کند، درصورتی‌که وجود معاد، از ضرورت‌های عقلی است و خود عقل اقتضا دارد که معاد وجود داشته باشد و هر انسانی با اندک اندیشه‌ای، خواه متدین باشد یا نباشد به این باور می‌رسد. ضرورت معاد، به‌قدری مورد توجه دین قرار گرفته که یک چهارم قرآن شریف در مورد معاد نازل شده و جزء اصول دین قرارگرفته است؛ اما چرا وقتی باور کردن معاد به این آسانی میسر می‌شود و قابل‌درک برای هرذی شعوری است، باز انسان مرتکب خطاهای نه‌چندان کمی می‌شود، آیا در اینجا هم می‌توان گفت: به سبب وسوسه شیطانی، دخالت محیط و نفس اماره بوده و به همین سادگی از کنار این مسئله عبور کرد یا خیر؟

ج) عدم اعتقاد قلبی

اگر به طفلی بگوییم به آتش نزدیک نشود، گاهی طفل چون هنوز به آتش نزدیک نشده و سوزاننده بودن آن را درک نکرده و یا حتی از روی به‌اصطلاح لجبازی هم که شده، بعضاً به آتش نزدیک می‌شود در ایجا نیز هنوز آسیبی از آتش به او نرسیده و باور قلبی پیدا نکرده که آتش سوزاننده است، از این‌رو به آتش نزدیک می‌شود؛ مَثَل مردم دنیا مَثَل این طفل است و چون آخرت را با دل و جان قبول ندارند، گاهی مرتکب خطاهایی می‌شوند، قتل و غارت زیاد می‌شود، بی‌حجابی زیاد، بلکه تبدیل به ارزش می‌شود، از شخص جانی به شجاع تعبیر می‌شود و امثال ذلک که متأسفانه در برخی از جوامع امروزی بسیار است.

چ) علت‌های نسبی

این مسئله می‌تواند علت‌های دیگری نیز داشته باشد و اینکه علت‌های دیگری نیز دارد، به این معنی نیست که در یک شخص همه این علل جمع شده باشد، بلکه برخی از این علل عده‌ای از مردم و برخی عدة دیگری از مردم را فریب می‌دهند؛ از جمله آن علل، عدم اطلاع‌رسانی به ‌تمامی مردم است؛ چون برخی وقتی وضع جامعه را می‌بینند، این‌گونه تصور می‌کنند که مثلاً بدحجاب بودن قبحی ندارد، و یا اصلاً ضد ارزش نیست، ازاین‌رو در برخی موارد باید مسئولان ذی‌ربط، اطلاع‌رسانی کافی را داشته باشند وگرنه آنها نیز در این مفاسد، شریک هستند؛ البته عدة کمی از مردم هستند که به سبب عدم اطلاع، مرتکب اشتباه می‌شوند، ولی با این‌حال چنین افرادی وجود دارند؛ و بعضی نیز بر این باورند که چون زمان تغییر کرده، احکام الهی نیز همراه با زمان تبدیل شده و به تعبیر دیگر دین‌داران کسانی هستند که هنوز در عصر حجر مانده‌اند و اگر بخواهیم در جامعه مدرنیته امروزه زندگی کنیم، باید تعالیم دین را کنار بگذاریم؛ اما این‌گونه از افراد اگر به این موضوع دقت داشته باشند که اولاً دین درگرو زمان و مکان نیست و ثانیاً آنچه در تعالیم اسلامی ناپسند شمرده‌ شده، قبح ذاتی دارد، دیگر این‌گونه قضاوت نخواهند کرد، زیرا آنچه قبح ذاتی دارد، هیچ‌گاه قابل ‌تغییر نخواهد بود، همان‌طورکه قبلاً اشاره شد؛ مثلاً اگر در گذشته حجاب لازم بوده، در جامعه امروزی نیز ضروری است و معضلاتی را که در گذشته بی‌حجابی داشته، امروزه به‌طریق‌اولی دارد.

 جمع‌بندی

از آنچه گذشت پی می‌بریم که علت‌های بسیاری برای تبدیل ضد ارزش به ارزش در سبک زندگی می‌توان ذکر کرد که اهم آنها عبارتند از:

انسان به سبب ضعف ایمان به باورهای خود که مؤثرترین آنها بود و بعضاً تقلید نابه‌جا باعث انحراف عقیده می‌شود؛ همان‌طورکه ذکر شد این‌گونه تقلیدها به سبب این است که فردی که این‌گونه تقلیدها را انجام می‌دهد، جوامع دیگر را برتر از جامعه خود می‌داند، درصورتی‌که برتری جامعه بسته به آرمان‌های آن جامعه دارد که چه مقدار مطابق با واقع باشد.

از جمله ادله دیگر، نفس اماره است که یکی از علت‌های اصلی به‌شمار می‌رود، یعنی گاهی انسان می‌داند که فعلی ضد ارزش است، ولی با این‌ حال به آن ملتزم شده و مرتکب آن می‌شود که این رویکرد به سبب تأثیرات نفس اماره است.

از جمله ادله مهم تأثیرات منفی، رسانه است که امروزه دامنگیر اکثر قریب به ‌اتفاق مردم شده است، به‌صورتی که در همه جوامع این‌گونه تبلیغات وجود دارد، اما بستگی به تأثیرپذیری مردم دارد که هرچه بیشتر باشد، معضلات بیشتری سبک زندگی آنان به وجود می‌آید؛ البته همان‌طورکه ذکر شد، روی سخن به تبلیغات منفی است و گاهی برخی از مردم تحت تأثیر جامعه‌ای که در آن ضد ارزش‌ها، ارزش تلقی می‌شود، قرار می‌گیرند و حقیقتاً قدرت تشخیص ضد ارزش از ارزش را ندارند و باید به آنها اطلاع‌رسانی شود.

در ادامه اگرچه علت‌هایی دیگر نیز مانند اثرپذیری از جامعه، خانواده و نزدیکان می‌توانند در این امر مهم دخیل باشند، ولی آنچه در این مقاله کوتاه قابل گنجایش بود، ذکر شد. آنچه گفته شد گوشه‌ای از مشکلات سبک زندگی جوامع امروزی بود که به همین اکتفا می‌کنیم و امید است با تلاش همه‌کسانی که در این زمینه مؤثر هستند جامعه رو‌ به بهبودی را مشاهده باشیم؛ اگرچه طبق آنچه گفته شد، مؤثرترین عامل برای بهبودی جامعه، خود افراد جامعه هستند.

نقش خانواده در گسترش سبک زندگی اسلامی

به نقل از اماج – ضرورت شکل‌گیری فرهنگ دینی، ذهن را به سبک زندگی خانواده که نخستین آموزشگاه فرد است، رهنمون می‌سازد؛ خانواده با نقش‌های تربیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌تواند در اصلاح سبک زندگی تأثیرگذار باشد. سبک زندگی اسلامی نتیجه تربیت بر اساس آموزه‌های اسلامی است که مهم‌ترین عرصه تربیتی خانواده است. در عرصه اقتصادی نیز خانواده با تشویق به تولید بیشتر و مدیریت صحیح مصرف زمینه‌ساز سبک زندگی اسلامی است؛ همچنین خانواده با انتقال صحیح فرهنگ اسلامی، مانند روحیه عزتمندی و غیرت ملی به نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی می‌پردازد که عرصه بروز و ظهور آن در اجتماع است.

سال‌هاست که سبک زندگی غربی مهم‌ترین ارزش‌های اسلامی را نشانه گرفته است؛ از آنجا که در دین اسلام، خانواده از ارزش والایی برخورداراست؛ ازاین‌رو مروجان سبک زندگی غربی بنیان خانواده‌ها را مورد هدف قرار داده‌اند. در فرهنگ غربی روابط خانوادگی کمرنگ است، و بی‌بند باری موج می‌زند و حالا تصمیم گرفته‌اند تا این بی‌قیدی و بی تعهدی را به میان خانواده‌های اسلامی بکشانند. برای نجات سبک زندگی دینی، خودمان باید به ارزشمند بودن نقش خانواده پی برده و تلاش کنیم تا این رکن اساسی جامعه را سالم نگه داریم. ما باید به دنبال رهبری سبک زندگی باشیم و با ریشه‌یابی در فرهنگ اسلام، ارزش‌های اجتماعی و تکاملی انسان را ارائه بدهیم. مطابق با دستورات خداوند سبک زندگی اسلامی را طراحی کرده و اگر نیاز به نرم‌افزار و دانش بود؛ خودمان تولید کنیم؛ نه اینکه از غرب پیروی کنیم. ما باید با پررنگ کردن نقش خانواده در جامعه، ظرفیت‌های موجود در خانواده را شناسایی کنیم؛ ازاین‌رو در این مقاله کوشش خواهد شد تا به این سؤال اصلی پاسخ گوید که خانواده چه نقشی درگسترش سبک زندگی اسلامی می‌تواند ایفا کند؟

الف) بررسی لغوی سبک زندگی

ابتدا به معنای لغوی دو واژه سبک وزندگی می‌پردازیم.

معنای لغوی واژه زندگی، زنده‌بودن، حیات و مدت عمر بیان‌شده و معنای لغوی واژه سبک، نوع، روش، طرزوشیوه. سبک اثاثیه، شکل دادن یا طراحی چیزی، تطابق با معیار شناخته‌شده، شیوه‌ای که به‌ویژه در رفتار اجتماعی متناسب شناخته شده است(دهخدا،1377، 9، 13412).

ب) بررسی معنای اصطلاحی سبک زندگی

در مفهوم اصطلاحی سبک زندگی، دیدگاه‌ها و تعاریف مختلف و گاه متضادی وجود دارد. و اندیشمندانی که به تعریف سبک زندگی پرداخته‌اند به اقتضای نوع نگرشی که دارند، تعریفی از سبک زندگی ارائه کرده‌اند.

تعریف صاحب‌نظران غربی از سبک زندگی

سوبل، سبک زندگی، مجموعه‌ای از رفتارهای قابل‌مشاهده وبیانگرانه در میان افراد است (ولی زاده،34:1392)؛ وبر، سبک زندگی را شیوه‌های رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن، اندیشیدن و نگرش‌هایی می‌داند که مشخص کننده گروه‌هایی منزلتی متفاوت است (حسن دوست فرخانی؛ رضایی،25:1392)؛ لامونت وهمکارانش، نیز ضمن تاکید بر شیوه سازمان دادن زندگی شخصی، الگوی تفریح و مصرف را بهترین شاخص سبک زندگی می‌دانند (فرخانی؛ رضایی،1392،186:25).

آلفردآدلر، به‌عنوان اولین کسی که این واژه را در روان‌شناسی ابداع کرد؛ از این اصطلاح برای اشاره به حال و هوای زندگی فرد استفاده کرد؛ سبک زندگی هدف فرد، خودپنداره، احساس‌های فرد نسبت به دیگران و نگرش فرد نسبت به دنیا را شامل می‌شود (فیست جی،1391: 97)

لیزر، سبک زندگی را بر اساس الگوی خرید کالا تعریف می‌کند. به نظر وی سبک زندگی نشان‌دهنده شیوه زندگی متمایز جامعه یا گروه اجتماعی و نشان‌دهنده شیوه‌ای است که مصرف‌کننده در آن خرید می‌کند و به شیوه‌ای که کالای خریداری ‌شده مصرف می‌شود، بازتاب‌دهنده سبک زندگی مصرف‌کننده در جامعه است (خوشنویس، 10:1389).

زیمل، سبک زندگی را مجموعه صورت‌های رفتاری می‌دانست که فرد یا گروه بر اساس انگیزه‌های درونی خود و در راستای تلاش برای ایجاد توازن میان شخصیت ذهنی و زیست محیط عینی و انسانی خود برگزیده است( مهدوی کنی،1378).

نکته حائز اهمیتی که وجود دارد این است که نظریات و پژوهش‌هایی که در زمینة سبک زندگی در غرب انجام شده است، رابطه تنگاتنگی با مصرف‌گرایی و درجه انتخاب افراد دارد وعمدتا بر رویکرد مادی به انسان وجهان مبتنی هستند.

نسبت دین و سبک زندگی

هرگز انسان (اگرچه به خدا نیز معتقد نباشد) از دین – برنامه زندگی که بر اصل اعتقادی استواراست- مستغنی نیست؛ پس دین همان روش زندگی است و از آن جدایی ندارد. قرآن کریم معتقد است که بشر از دین‌ گریزی ندارد وآن راهی است که خدای متعال برای او بازکرده تا با تعلیمات آن به سعادت برسد؛ منتهای امر، کسانی که دین حق (اسلام) راپذیرفته اند به‌راستی راه خد ارا می‌پیمایند و کسانی که دین حق را نپذیرفته‌اند، راه خدا راک ج کرده و به بیراهه می‌روند (طباطبایی،1379،22-21). خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «دین حق نزد خدا اسلام است»(آل‌عمران/19) از یک دین واحد با احکام واحد و مشخص یک سبک و روش زندگی منتج می‌شود. درسبک زندگی غربی، سبک زندگی به مثابه دین است؛ اما در اسلام دین به مثابه سبک زندگی است. دین یک نوع شیوه زندگی کردن است، اما شیوه زندگی که مورد نظر خداوند است. اینکه بگوییم دین برنامه زندگی است، کاستن از نقش دین است؛ اسلام، یعنی دین زندگی، دین درزندگی با چنین نگاهی مشخص می‌شود که اصلا معنای دقیق دین، کیفیت زندگی و چگونه زیستن است. پیامبراسلام (ص) نیز دین را در قالب سبک زندگی ترویج کردند؛ چون اگر شیوه زندگی دیندارانه ترویج پیدا می‌کرد، تفکر دیندارانه و دین‌مدارانه هم گسترش پیدا می‌کرد(کوشکی،1393،39-41)؛ درواقع می‌توان گفت: بین دین وسبک زندگی، نسبت تساوی برقرار است و تمام اعمال و رفتار ما درحیطه احکام خمسه اسلام (حلال، حرام، مکروه، مستحب ومباح)، ارزیابی و ارزشگذاری می‌شود.

تعریف صاحبنظران اسلامی ازسبک زندگی

درحوزه علوم انسانی ما، دانش سبک زندگی قدمت چندانی ندارد و نظریه‌پردازی زیادی حول آن صورت نگرفته است و مبنا بیشتر بر همان نظریات غربی از سبک زندگی بوده است؛ بی‌گمان پذیرش منفعلانه نظریات غربی از سبک زندگی برای جوامع مسلمان که خود گنجینه‌ای ارزشمند در حوزه سبک زندگی بهره‌مند هستند، شایسته نیست. سعی نگارنده بر این است که با بررسی نظریات صاحبنظرانی چون آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان سکاندار این گفتمان مهم در کشورکه دقیق‌ترین و عالمانه‌ترین تعابیر درباره اهمیت سبک زندگی و نقش آن در خودسازی و جامعه‌سازی و حرکت تمدنی را بیان کرده‌اند و دیگر عالمان دینی، چون آیت الله مصباح یزدی و…به تعریفی ازسبک زندگی برسیم.

ازدیدگاه مقام معظم رهبری، «يكى از ابعاد پيشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبك زندگى كردن، رفتار اجتماعى، شيوه‌ى زيستن – اينها عبارت اخراى يكديگر است-» (بیانات رهبری، 23/07/1391)؛ ایشان ازسبک زندگی به عنوان باطن فرهنگ یک جامعه یاد کردند؛ و از دو عنصر هدف و ایمان به‌عنوان اجزای اصلی تشکیل دهنده سبک زندگی نام بردند. ایشان سبک زندگی را به عنوان معیار خودشناسی فرد دانستند که نخستین گام دراصلاح سبک زندگی است (بیانات رهبری، 23/07/1391)

آیت‌الله مصباح یزدی نیز در تعریف سبک زندگی فرمودند: «واژه سبک زندگی که در ادبیات امروزی به مثابه واژه کلیدی مطرح شده است، از نظر لغوی و موارد کاربرد گستره و وسیعی را در برمی‌گیرد؛ یعنی از رفتارهای خاصی که هر فردی برای زندگی خود برمی‌گزیند تا رفتارهای خانوادگی، فامیلی، محلی، شهری، کشوری و بین المللی را قابل اطلاق است؛ از این منظر می‌توان سبک زندگی را ویژگی‌های رفتاری انسان تعریف کرد و بر اساس اختلاف این ویژگی‌ها، تعدد سبک‌ها را در نظر گرفت… واژة سبک زندگي اسلامي مي‌تواند متضمن اين ويژگي‌ها باشد كه فرد مورد نظر نيست؛‌ بلکه منظور يک رفتار جمعي و اجتماعي است؛ در مسائل اجتماعي نيز همة افراد ملحوظ نيستند و معمولاً روش رايج در جامعه بررسي مي‌شود…» (مصباح یزدی،6:1392).

بر اساس رويكرد دين‌شناسانه مي‌توان سبك زندگي را به اين صورت تعريف كرد: «مجموعه‌اي از رفتارهاي سازمان‌يافته كه متأثر از باورها و ارزش‌ها و نگرش‌هاي پذيرفته شده و همچنين متناسب با اميال و خواسته‌هاي فردي و وضعيت محيطي، وجهة‌ غالب رفتاري يك فرد يا گروهي از افراد شده‌اند»(شریفی،49:1391).

اهمیت بحث ازسبک زندگی اسلامی

1.رسیدن به رستگاری اخروی

«ما اگر از منظر معنويت نگاه كنيم – كه هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است – بايد به سبك زندگى اهميت دهيم»(بیانات رهبری 23/07/91).

  1. به دست آوردن زندگی راحت دنیوی و امنیت روانی

«اگر به معنويت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشيم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنيت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبك زندگى مهم است؛ بنابراين مسئله، مسئلة اساسى و مهمى است»(بیانات رهبری 23/07/91)؛ برای مثال در جامعه‌ای که بازار آن بر دروغ و بی‌اعتمادی بنا باشد؛ همه نه فقط افراد دیندار و متدین ضرر خواهند کرد.

3.تمدن سازی اسلامی

سبک زندگی نرم افزارجامعه سازی وتمدن‌سازی اسلامی است.«ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم اين تمدن نوين دو بخش دارد: نخست، بخش ابزارى و دوم بخش متنى، اصلى و اساسى است؛ اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل مي‌دهد كه همان سبك زندگى است که بیان شد؛ اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلة خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات و…»(بیانات رهبری 23/07/91).

می‌توان موفقیت چند سده‌ای تمدن غرب را مدیون ارائه سبک زندگی غربی برای جوامع تحت سیطره خود دانست. انقلاب اسلامی نیز برای وصول به تمدن اسلامی د رمرحله فعلی از مراحل تکاملی خود باید بتواند سبک زندگی دینی واسلامی را تولید کند تا از حالت انفعالی در برابر سبک زندگی و الگوهای رفتاری غرب بیرون آید (مشکانی سبزواری،66:1392).

  1. سد راه نفوذ بیگانگان

باگسترش دامنه جهانی شدن و ورود جدید زندگی غربی، جامعه ایران نیز همچون بسیاری از کشورهای درحال توسعه تغییراتی یافته است که چشم انداز و دامنه آن چندان که باید روشن نیست؛ به عبارتی تغییرات و تحولاتی که در غرب باعنوان مدرنیته و جهانی‌شدن روی داده‌ها تاثیراتی را از طریق دنیای اطلاعات و ارتباطات بر نقاط دیگر جهان، از جمله ایران برجای گذاشته و چون این تحولات از درون برنخاسته و برای آن در بستر وارد شده فرهنگ‌سازی نشده، بحران‌هایی را در زندگی مردم به وجود آورده است؛ ازجمله مصرف‌گرایی، نحوه پوشش، خود باختگی فرهنگی، معماری و ساخت‌ وساز، رفتارهای اجتماعی و…،که ازجمله پیامدهای اصلی سبک‌های جدید زندگی برای جوامع درحال توسعه هستند (رضایی،45:1389)؛ بنابراین ما برای اینکه استقلال و هویت خود را به‌عنوان مسلمان ایرانی حفظ کنیم، باید به دستورات اسلام درخصوص سبک زندگی رجوع کنیم.

5-راهی برای انتقال ارزش ها:

اگر به شیوه تبلیغی پیامبران، به‌ویژه پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار دقت کنیم، می‌بینیم بیشترین تلاش آنها برای تبلیغ ارزش‌ها و باورهای اسلامی، از طریق اثرگذاری بر اسلوب و شیوه زندگی مردم بوده است؛ اصولا اثرگذارترین شیوه تبلیغی، تبلیغ عملی است؛ به همین دلیل خداوند در قرآن کریم مومنانی راکه گفتارشان مطابق رفتارشان نیست، سرزنش می‌کند: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟»(صف/ 2).

امام صادق نیز درحدیثی می‌فرمایند: «مردم را به غیر گفتارتان دعوت کنید تا پرهیزگاری، تلاش و مجاهدت، نماز و نیکوکاری را از شما ببینند؛ به‌درستی که دعوت‌کننده واقعی همین است»(کلینی،78،2،1369)؛ احادیث چنینی، نشان می‌دهد که نقش سبک زندگی در ترویج ارزش‌ها و دعوت دیگران به سوی حق به مراتب بیشتر از نقش دعوت‌های گفتاری است (شریفی،1392،50-51).

انواع سبک زندگی و ریشه اختلاف

سبك زندگي محصول و معلول باورها و ارزش‌هاست؛ نوع نگاه انسان به جهان، خدا، انسان و حيات پس از مرگ و نوع ارزش‌هاي پذيرفته ‌شدة او، تأثيري مستقيم بر انتخاب‌ها و گزينش‌هاي او دارند؛ به همين دليل، در نخستين نگاه و به‌روشني مي‌توان دو نوع كلي سبك زندگي، مؤمنانه و غيرمؤمنانه را از يكديگر متمايز ساخت (شریفی، 1391، 49 ـ‌ 62).

در نگاه قرآنی نیز شاید بتوان دو نوع سبک و حیات شناسایی کرد، حیات خبیثه که ریشه در شرک وعدم توحید دارد؛ در مقابل سیرحرکت از خدامحوری به حق خدا و سپس به دین و درنهایت به سیره وروش برآمده از دین حنیف است که حیات طیبه نامیده می‌شود. مقام معظم رهبری نیز تفسیر توحیدی از زندگی و سبک زندگی برمبنای خدامحوری را مطرح نمودند وآن را متفاوت از مدل سبک زندگی انسان مدارانه غربی دانستند. سبک زندگی غربی به عنوان نماد سبک زندگی اندیشه اومانیستی با سبک زندگی اسلامی به عنوان نمادسبک زندگی توحیدی، در بعضی جهات کاملاً متفاوت است.

سبک زندگی اسلامی و نهاد خانواده

در سبک زندگی اسلامی، قالب زندگی خانواده است؛ به همین سبب است که همه احکام حقوقی اعم ازمدنی و اجتماعی، براساس قالب خانواده تنظیم می‌شود؛ اگر این حقوق و قواعد را بخواهیم بر فرد تطبیق دهیم، نتایج درستی به بار نمی‌آید؛ اگرحقوق مدنی اسلامی، مثل ارث، دیه و امثالهم را بخواهیم روی فرد پیاده کنیم، ظالمانه و غیرعادلانه است، ارث مرد برابر زن است، و…، زیرا این قواعد برای خانواده تنظیم شده است. در اسلام فرد رسمیت ندارد؛ فرد صرفاَ در حوزه نیات و اعتقادات به رسمیت شناخته می‌شود؛ بنابراین اگر در جامعه‌ای دین، سبک زندگی باشد، خانواده و تشکیل خانواده اصل و محور، کانون و طلاق یک استثنای غیرشایع و منفور می‌شود؛ اگر بخواهیم دراین فضا، جامعه فعلی خود را بسنجیم، چه در شهرهای بزرگ و چه در روستاهای دور، نوسان وجود دارد؛ با یک نگاه متوجه می‌شویم که هر روز از جایگاه و ارزش و اهمیت خانواده کاسته می‌شود، فرد به معنای غربی ارزش و جایگاه پیدا می‌کند.

اسلام دینی مبتنی برفطرت آدمی بوده و مواد اعتقادی وعملی‌اش براساس آفرینش ریخته شده است، ازاین‌رو در زندگی، انسان را به سبکی دعوت می‌کند که سرشت انسان با آن سازگاری کامل دارد؛ به عبارت دیگر ساختمان وجودی انسان به قوا و ابزاری مجهز گشته که همان خواسته‌های دعوت دینی را می‌خواهد؛ مثلا دستو‌های دین درزمینه ازدواج و خوراک و پوشاک با آن چه ساختار وجودی انسان است، مطابقت دارد؛ زیرا دین همان چیزهایی را تأیید می‌کند که گرایش‌های درونی انسان درجست‌وجوی آن است؛ در اصل اقتضا، تفاوتی میان نسل گذشته و حال وجود ندارد (طباطبایی،15:1355).

ازدیدگاه علامه طباطبایی بازگشت به آموزه‌های دینی دراین زمان ضروری‌تر از عصر حضور پیامبر (ص) وائمه معصومان (ع) است، زیرا اغلب مسلمانان در این زمان بر اثر امتزاج جسمی و روحی با کشورهای غربی شدیدأ تحت تأثیر فرهنگ غرب قرارگرفته و تا حدودی از سبک زندگی اسلامی دور افتاده‌اند و هیچ راه درمانی به نظر نمی‌رسد، جز مراجعه به فرهنگ اسلام و اجرای دستورالعمل‌ها و روش‌های تربیتی وآموزشی حیات‌بخش که در زمینه سبک زندگی اسلامی وجود دارد.(همان:39-40).

بررسی و مقایسه میان نهاد خانواده از منظراسلام و غرب، ضرورت اصلاح سبک زندگی کنونی و به‌کارگیری روش‌های تعلیماتی معصومین علیهم السلام را درحوزه خانواده، بیش‌ازپیش روشن خواهد ساخت؛ خانواده، نهادی شناخته شده است که درهرجای دنیا حضوردارد و در همه‌جا از قوانین کم وبیش مشابهی پیروی می‌کند؛ درعین حال در بسیاری از ویژگی‌ها از جامعه‌ای به جامعه دیگر تفاوت‌های اساسی دارد؛ چراکه فرهنگ حاکم برجامعه خواه ناخواه برخانواده و و فضای حاکم برآن تأثیر می‌گذارد و اعضای خانواده نیز از آداب، رسوم وسنت‌های رایج درهمان محیط اجتماعی پیروی می‌کنند.

حقیقت این است که غرب براساس اندیشه آزادی مطلق، اصول خانواده را به هم‌ریخته و آینده‌ای تاریک و هولناک را فراروی خانواده‌ها قرار داده‌ است؛ اساس تشکیل خانواده که به منظورایجاد امنیت خاطر و تأمین نیازهای عاطفی، روحی ومعنوی انسان است، دیگر در مغرب زمین معنا و مفهومی ندارد؛ درنگرش غرب هدف از بنیاد خانواده جز رسیدن به اغراض مادی و استفاده‌های جنسی چیز دیگری نمی‌تواند باشد؛ نقش اصلی خانواده که تربیت فرزند است به کلی فراموش شده، عیاشی وهوس رانی، جایگزین آن شده است؛ همه این نابسامانی‌ها ناشی از آزادی بی‌حدوحصرغرب است که زنان و دختران را از فطرت اولیه‌شان به‌دورساخته وآنها را به ابزار کسب و تجارت تبدیل کرده است. اوضاع جاری درکشورهای غربی به‌گونه‌ای است که مورد اعتراض همه اندیشمندان، فرهیختگان ونویسندگان آن دیار واقع شده است (صابراحمد،216-218).

پیامدهای این نوع آزادی در جوامع غرب، بیش از آن چیزی است که بتوان توصیف کرد. فروپاشی نظام خانواده؛ ابتذال زنان ودختران؛ خودفروشی زنان ودختران؛ شیوع بیماریهای مسری؛ افزایش سقط جنین؛ افزایش اولاد نامشروع؛ ناامنی وبی بندوباری جنسی، تنها دورنمای اندکی از اوضاع خانواده درغرب است؛ خانواده درغرب به سوی انحلال کامل حرکت می‌کند. در مقابل فرهنگ غرب، نگرش اسلام به خانواده بسیارعمیق وهمه جانبه بوده و تمام ابعاد آن را از آغاز تا انتها در همه مراحل مورد توجه قرار داده و در هر مورد دستورالعمل‌های خاصی دارد. در این دستورالعمل‌ها از جهات مختلف به تحکیم نهاد خانواده پرداخته‌اند. قرآن کریم و احادیث اسلامی درمسائل اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، روان‌شناختی، اقتصادی و نظایرآن با موضوع خانواده فراوان سخن گفته ‌است. اگر این امور به صورت دقیق و تخصصی استخراج شود، تحول عظیمی در دانش خانواده به وجود خواهد آمد. خانواده‌ای از منظر اسلام سعادتمند است که دوستی، صداقت و وفاداری بر فضای آن حاکم باشد؛ با اختلاف، بدبینی وخودمحوری، شیرازه خانواده از هم می‌پاشد؛ خدای متعال ایجاد محبت و هم دلی بین زن وشوهر را از نشانه‌های خود دانسته می‌فرماید: ومن آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده ورحمه«(روم:21). یکی از نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان بیارامید و میان شما و همسران‌تان مودت ورحمت برقرار ساخت؛ بنابراین تعالیم اسلام درمورد خانواده راه‌گشای معضلات گوناگونی است که امروزه دامن‌گیر جوامع انسانی شده است. عمل به سبک اسلامی در زندگی و اجرای روش‌های تعلیم وتربیت معصومین علیهم السلام درجامعه بازگشت به مدینه فاضله‌ای است که همه انبیا و بزرگان وعده آن را داده‌اند. آن‌قدر که اسلام به تحکیم بنیان خانواده اهمیت داده و در دستورهای خود گام به گام آن را دنبال نموده، هیچ مکتبی به استقرار خانواده بها نداده است؛ اسلام قبل ازهرچیز می‌خواهد یک فضای عاطفی ومحبت آمیزی در محیط خانواده پدید آید و روابط بین اعضای آن بیش از پیش پایدارتر شود (مصباح یزدی،18:1391).

ازدواج اساس تشکيل خانواده

ازدواج مقدمه تحقق سبک زندگی اسلامی است؛ چطور ممکن است بدون توجه به معیارهای اسلامی ازدواج کرد و انتظارداشت در خانواده به سبک رفتاری مورد نظراسلام عمل شود؟ در مکتب اسلام خانواده به عنوان کهن‌ترین اجتماع انسانی شمرده می‌شود؛ زیرا از آغاز آفرینش، انسان به صورت زوجی از مرد و زن و در قالب خانواده قدم به گیتی نهاده است؛ ازدواج واحکام آن در اسلام بر اساس فطرت الهی گرایش زن ومرد به یکدیگر بنا شده است؛ از این‌رو رویگردانی از این فطرت و سنت اجتماعی سبب زوال پیوند اجتماعی و سقوط جامعه می‌شود (مقدادی،21:1385). مهم‌ترین فایده ازدواج، همان تشکیل خانواده است و بقیه مسائل، فرعی و درجة دو یا پشتوانه این مسئله است؛ مثل تولید نسل یا ارضای غرایز بشری، اینها همه درجه‌دو است، درجة اول همان تشکیل خانواده است (بیانات رهبری 9/12/1380). درباره اهداف ازدواج دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. برخی هدف از آن را ارضای غریزه جنسی و دسته دیگر هدف ازدواج را تجارت و معامله دو خانواده می‌دانند (موسوی لاری،172:1360)؛ مولیر جامعه‌شناس آلمانی بیان می‌دارد: «سه عامل افراد را به سوی ازدواج می‌کشاند: نیاز ا قتصادی، میل به داشتن فرزند و عشق» ( کینگ،232:1349)، از نگاه كسانى كه براى خانواده قداست قائل نيستند، هدف اصلى از تشكيل خانواده، بهره‌گيرى از تمتّعات جنسى است؛ بلكه در بسيارى از موارد، هدفى جز اين وجود ندارد؛ اما از نگاه قرآن و احاديث اسلامى، تشكيل خانواده، داراى حكمت‌ها و دلايل متنوّع روانى، اخلاقى، اجتماعى و دينى است؛ از جمله آرامش روانی (روم:21)، امكان بقاى نسل (شوری آیه 11)، ایجاد مودّت و رحمت (رم:21)، انسان سازی (مظاهری،98:1392)، سازندگى اجتماعى وگسترش توحيدمحوری (محمدی ری شهری،21:1390). از منظر اسلام اهداف متعدد برای تشکیل خانواده ذکر شده است که هر کدام از اهمیت خاصی برخوردار است که مهم‌ترين اين اهداف رسيدن به آرامش است. برای داشتن خانواده موفق باید قدم اول را درست برداریم وآن انتخاب همسر با ملاک‌های اسلامی است که مهم‌ترین آنها، ایمان و باورهای صحیح، حسن خلق، تقوا و سلامت جسمی وروانی است (آذرکسب،29:1391).

افرادی که سعی می‌کنند قبل از ازدواج در مورد همسرشان مطالعه نمایند و همسری بیابند که از نظر روحی متناسب با خودشان باشد، اصطلاحا هم کفو باشد، بخشی از مشکلات بعد از ازدواج تربیت فرزنداشان را حل کرده‌اند؛ در غیر این صورت، مشکلاتی را که می‌توانستند قبلاً حل کنند به بعد از ازدواج موکول کرده، حفظ می‌کنند (شرفی 50:1372). از دیدگاه اسلام در مسئله ازدواج طرفین را ملزم به تحقیق و همفکری نموده تا خشت زیرین خانواده با احساسات گذارده نشود. بلکه با عقل و درایت و تدبیر آینده خود را رقم بزنند و انتخاب کنند و بدین‌وسیله نصف دین خود را حفظ نمایند.

نقش خانواده در گسترش سبک زندگی اسلامی

نقش خانواده را در چهار حوزه تربیتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی دسته‌بندی می‌کنیم؛ هم‌پوشانی این حوزه‌ها و هم‌چنین نگاه جامع و نظام‌مند اسلام به رفتارها و روابط فردی و اجتماعی، جداسازی کامل مباحث را عملا ناممکن ساخته است. ملاک گزینش موضوعات طرح شده ارتباط آنها با نقش خانواده در سبک زندگی اسلامی است.

نقش تربیتی خانواده

تربیت صحیح مبتنی بر فطرت، سبک زندگی مطلوب وحیات طیبه جاوید که همان سبک زندگی اسلامی است، را می‌سازد؛ و تربیت غلط مبتنی برعوامل فرهنگی تحمیلی، سراب اجتماعی و بیگانه از هدایت‌های انبیاء، سبک زندگی خاصی را از زندگی دنیایی می‌آفریند، که اضطراب‌ها و ناآرامی‌ها و احساس پوچی د رزندگی پیامد آن است؛ می‌توان گفت که سبک زندگی اسلامی، یک نوع روش خاص زندگی است که نتیجه تربیت براساس آموزه‌های اسلام است (فقیهی 172:1392).

کانون خانواده محل تربیت افراد است و اگر خانواده‌ای در جامعه نباشد؛ همه تربیت‌های بشری و همه نیازهای روحی انسان‌ها ناکام خواهد ماند؛ در خانواده سه دسته انسان اصلاح می‌شوند، نخست، مردها که پدران این خانواده هستند؛ دوم، زن‌ها که مادران این خانواده‌اند و سوم، کودکان که نسل بعدی این جامعه هستند (حدادی،50:1388)؛ بنابراین والدین ابتدا باید به تربیت و اصلاح سبک رفتاری خود بپردازند تا بتوانند در مسیر تربیت فرزندان به سبک اسلامی موفق عمل کنند؛ زیرا بهترین شیوه تربیت الگودهی است؛ برای اینکه این الگوپذیری کودک از والدین در خانواده به ‌نحو احسن صورت گیرد؛ مهم‌ترین عامل یکی بودن کردار وگفتار در خانواده است؛ آنچه پدر و مادر می‌گویند و به آن عمل می‌کنند، برای کودک به منزلة حجت تلقی شده و از اعتبار خاصی برخوردار است (رهبر، 16:1389).

انسان‌ها عموماً با فطرتی صحیح متولد می‌شوند؛ اما در اثر تربیت نامناسب و نادرست از راه صحیح زندگی فاصله می‌گیرند؛ حضرت رسول (ص) می‌فرماید: «هر انسانی با فطرت توحیدی متولد می‌شود و این پدر و مادر او هستند که او را یهودی، نصرانی و یا مجوسی بار می‌آورند»؛ سپس فرمودند: همان فطرت الهی که خداوند مردم را به آن خلق نموده است(طبرسی 119:2،1408). اگر در خانواده نقش فرهنگ‌سازی و درونی‌سازی ارزش‌ها، درست و به موقع انجام شود؛ مشکلات تربیتی بروز نمی‌یابد؛ امروزه کارشناسان امور تربیتی معتقدند که اگر ما سرمایه گذاری‌های خود را از بسترسازی و پیشگیری‌ها آغاز کنیم، هم‌ریشه‌ای‌تر و هم ارزان‌تر کار خود را به پیش می‌بریم (شاملی،24:1382).

انسان براساس فطرت از آغاز تولد برای تربیت‌پذیری آمادگی دارد؛ بدیهی است هر چه این امر در سنین پایین‌تر انجام گیرد، نتایج آن درخشان‌تر خواهد بود؛ در دورة خردی مغز کودک برای دریافت هر نوع تاثیراتی آمادگی دارد؛ روی همین اصل کودک هر چه در اختیارش قرار گیرد، فوراً جذب می‌نماید. اخلاقی که در دوران کودکی کسب شده باشد در زندگی بعدی اثرات مهمی از خود بجای می‌گذارد؛ گویند مادری نزد دانشمندی رفته و گفت: فرزند من چهار ساله است، از چه زمانی باید به تربیت او بپردازم؟ دانشمند جواب داد: اگر تاکنون تربیت او را آغاز نکرده ای، عمر او را بیهوده تلف نموده‌ای، زیرا از زمانی که اولین تبسم بر لب فرزند ظاهر می‌شود، زمان تربیت وی آغاز می‌شود. در اینجا به برخی نکات تربیتی مهمی که باید د رسبک زندگی اسلامی مورد توجه قرارگیرد اشاره می‌کنیم (ر.ک خاموشی،1389).

  • مقدمات تربیتی قبل از تشکیل جنین و نطفه پایه‌گذاری می‌شود؛
  • سن شروع تربیت کودک از گهواره آغاز می‌شود و در خانواده شکل می‌گیرد و با ذکر اذان و اقامه درگوش کودک شروع می‌شود؛
  • تغذیه با شیر مادر باعث ایجاد ارتباط روانی عمیق و محکم بین شیرخوار و مادر می‌ شود و نقش مهمی در زمینه‌سازی تعلیم وتربیت دارد؛
  • پرداختن تنها به امور جسمی و نیازهای مادی کودک کافی نیست، بلکه باید برای رشد معنوی و تربیتی کودک تلاش کنیم؛
  • در امر تربیت محبت مانند غذاست؛ اگر به مقدار لازم و در جای خود صرف شود، مفید است و اگر بیش از حد لزوم و در مورد غیرمناسب مصرف شود، نه تنها سودمند نیست، بلکه زیان‌های خطرناکی خواهد داشت؛
  • به مراحل تربیتی سفارش شده در روایات توجه شود؛ هر سنی اقتضائات تربیتی خود را دارد؛
  • هفت سال اول تربیتی، نقش خانواده بسیار پررنگ است، چون هنوز آموزش رسمی کودک شروع نشده و خانواده تنها نهاد تاثیرگذار است؛
  • اگر فرزندتان را به قدر كافي در بازي‌هاي گروهي شركت دهيد، فردي اجتماعي بار مي‌آيد؛

به گفته ويل دورانت، اگر از فرزندت ادب مي‌خواهي، خودت مؤدب باش و اگر پاكيزگي مي‌خواهي، خود پاكيزه باش، اگر به هنگام خشم، شدت به‌كار بري و سخنان درشت بگويي، از راه تقليد، گفتار زننده و سخت را در حافظه او نگاه خواهي داشت؛ اگر بخواهيم او درست كار شود، خود بايد درستكار شويم (جوهری،188:1388).

نقش اقتصادی خانواده

اقتصاد مقاومتی به معنای مقاوم ساختن پایه‌های اقتصاد، یکی از وظایف عمومی امروز ما است و همه می‌توانند در آن نقش ایفا کنند (بیانات رهبری 1/1/93). دو مقوله مهم مصرف‌گرايي و توليدگرايي بايد با هم و همراه هم حركت كنند، كه اگر چنين باشد، به توسعه پايدار خواهيم رسيد، اما متأسفانه اين روزها شاهديم كه خوي مصرف‌گرايي به صورت مستقيم و غير مستقيم در كشورمان در حال ترويج و تبليغ است و گوي سبقت را از توليدگرايي ربوده است. نقش اقتصادی خانواده را در دو حوزه تولید و مصرف می‌توان بررسی کرد.

1.تولید

در روند توسعه اقتصادی، نقش خانواده مهم است، از آن بابت که دارای جنبه تحریکی مرد و زن به‌کار و تولید است، اصولًا نفس ازدواج، آدمی را به حرکت می‌اندازد، در او احساس مسئولیت را بیدار کرده و انگیزه کار و تلاش بیشتر را برای سعادت خود و نسل، و درآمدزایی بیشتر ایجاد می‌کند (ملک زاده،322:1384).

خانواده علاوه برنقش تولیدی که دارد، مهم‌ترين نهادي است كه مي‌تواند در خودباوري ملی اثر داشته باشد. كودك ازهمان ابتدا به رفتارهاي پدر و مادر خود دقت مي‌كند. اگر پدر و مادر خودباور باشند، كودك نيز از اين خودباوري والدين، الگو مي‌گيرد و خودباور بار مي‌آيد. و این خودباوری ملی او را به حمایت از تولیدکننده ایرانی سوق می‌دهد. خانواده‌ها با خرید لوازم خانگی ایرانی با کیفیت و استاندارد که نقش مهمی در اقتصاد کشور دارد؛ همچنین تولیدات فرهنگی مانند اسباب بازی و بازی‌های رایانه‌ای، وهنرهای دستی داخلی، علاوه بر حمایت از تولیدکننده داخلی، مانع نفوذ فرهنگ بیگانه به خانواده‌هایشان می‌شوند (رئيسي واناني،1391،58-65).

2. مصرف

یکی ازآسیب‌های جدی در فرهنگ عمومی جامعه ما مسئله مصرف‌گرایی لجام گسیخته است، پدیده مصرف‌گرایی سوغات شوم غرب و نظام سرمایه‌داری است که در راستای منافع آنها شکل گرفته است. عطش ما برای خریدآخرین مدل‌ها چیست؟ هزینه‌ای که برای گوشی همراهمان پرداخت می‌کنیم، پاسخ به کدام خواسته واقعی و طبیعی ماست؟(آذرکسب 28:1391).

يكي از ابعادي كه مي‌تواند در ترويج مصرف‌گرايي در جامعه اثر بگذارد، تقليد از كالاهاي غربي در توليد و مصرف است. اگر خانواده‌ها در مصرف كالاهاي مورد نياز خود از كالاهايي استفاده كنند كه غربي باشند، سبب مي‌شود، تقاضا براي مصرف كالاهايي كه شبيه كالاهاي غربي است، در بازار به وجود بيايد و اين امر سبب مي‌شود، روز به روز فرهنگ مصرف كالاهاي غربي در جامعه بيشتر شود و فرهنگ غربي به داخل خانواده‌ها و جامعه نفوذ كند (رئيسي واناني،162:1391).

دستورات اسلام ما را به سبکی دعوت می‌کند که ارزش‌هایی چون قناعت، زهد، ساده زیستی، ترجیح دنیا برآخرت اعتدال در اقتصاد خانواده و…، به‌عنوان ارزش مطرح است. درحالی‌که غرب با تخریب این‌ارزش‌ها، به دنیاطلبی، مدگرایی، تجمل‌گرایی، ظاهرگرایی، و…، را که در راستای اهدافش است، تشویق می‌کند. رعایت اعتدال در اقتصاد خانواده برای افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگ‌ترین رنج تاریخی او که مسئله معیشت و غصه تامین مایحتاج است، نجات می‌دهد؛ همچنین جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر که سوء اخلاق، فساد، فحشا، حتی کفر و بی‌دینی است، محفوظ نگه می‌دارد (عبدالهی،102:1392).

نقش اجتماعی

سبک زندگی یک امر اجتماعی است و عرصه بروز سبک زندگی، جامعه است، خانواده مبنای جامعه انسانی است، درست مثل یک سلول که مبنای پیکره انسانی است؛ همچنان که بدن انسان از سلول‌ها تشکیل شده که نابودی و فساد و بیماری سلولها به‌طور قهری و طبیعی، معنایش بیماری بدن است و اگر توسعه پیدا کند به جاهای خطرناکی برای کل بدن انسان منتهی می‌شود، همین‌طور جامعه هم از سلول‌هایی تشکیل شده که این سلول‌ها خانواده‌اند؛ هر خانواده‌ای یکی از سلول‌های پیکره‌ اجتماع و بدنة اجتماع است. وقتی اینها سالم بودند، وقتی اینها رفتار درست داشتند، بدنة جامعه، یعنی آن پیکره‌ جامعه سالم خواهد بود (حدادی،35:1388).

فرسايش سرمايه اجتماعى كودكان در خانواده، گسيختگى نظام خانواده و طلاق، افراط و تفريط در جامعه‌پذيرى نقش‌هاى جنسيتى، ناهماهنگى ميان خانواده و ديگر عوامل تربيت اجتماعى و ضعف نظارت خانواده بر فرزندان، در خانواده‌هاى امروزى از مسائلى است كه مى‌تواند در مسير تربيت اجتماعى مطلوب كودكان در محيط خانواده، مانع ايجاد كند (حيدرى، 1392، 115 ـ 133).

بسیاری از بحران‌های اجتماعی ریشه در ساختار نامناسب یا عملکرد نادرست خانواده دارد؛ بنابراین با ارتقای سلامت خانواده و احیای کارکردهای مهم آن می‌توان در اصلاح سبک زندگی افراد جامعه گام برداشت. آمیختگی اخلاق و حقوق خانوادگی و مسائل زناشویی، در قرآن، ویژگی مثبتی است که تأثیری عمیق در زندگی اجتماعی دارد؛ زیرا در جامعه‌ای که از تربیت و ارزش‌های اخلاقی محروم است، افراد به‌آسانی از قانون و مقررات اجتماعی تخلف می‌کنند و قانون‌شکنی رایج و فراوان خواهد شد. هرقدر پایه‌های اخلاق، در جامعه استوارتر باشد، هم نفوس انسانی در مسیر تعالی و تکامل بیشتر قرا رمی‌گیرند و هم جرم و تخلف از قانون کم‌ترخواهدشد (مصباح یزدی،1391،64-65).

تشکیل خانواده و استقرار روابط زناشویی بین زن ومرد، موجد نظمی اجتماعی است که مانع بروز هرج ومرج در روابط، و حذف کننده بی‌قاعدگی‌ها و در نتیجه، ناشناخته ماندن نسل است. خانواده برای اجتماعی کردن فرزندان نقش مهمی دارد. اوامر و نواهی والدین به کودک که با مهر و انضباط توام است، در ایجاد شخصیت اجتماعی، کاملا موثر است. به همین جهت، مربیان رفتارگرا می‌گویند: «تو اول کودکت را به من بنمای، تا من بگویم توکه هستی»(ملک زاده، 1384،320).

مهم‌ترین نقش‌های اجتماعی خانواده که مرتبط با سبک زندگی اسلامی است را می‌توان این چنین شمرد:

  • فرزندآوری و بقای نسل که حاصل آن بقای جامعه انسانی است؛
  • جامعه‌پذیری که همان هم نوایی و سازگاری با هنجارهای جامعه است؛ ازخانواده شروع می‌شود؛
  • کاهش بزه‌کاری اجتماعی که از طریق تربیت اسلامی صورت می‌گیرد؛
  • نظم اجتماعی که دردستورات اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد؛
  • نظارت اجتماعی در دستورات اسلام از خانواده شروع می‌شود؛
  • از اساسی‌ترین روابط اجتماعی است که معمولا هر فرد در زندگی خود تجربه می‌کند؛ روابط خانوادگی است (فاضل قانع،1392،160-164).

نقش فرهنگی خانواده

فرهنگ جوهر اصلی سبک زندگی را تشکیل می‌دهد و سبک زندگی نیز بخشی از جلوه عینی و مصداق خارجی فرهنگ شمرده می‌شود، یعنی فرهنگ در قالب سبک زندگی نمایان می‌شود. در همه مدنیت‌ها خانواده، به‌عنوان شالوده حیات فرهنگی معرفی‌شده است (امام‌جمعه،1387:12)؛ انتقال فرهنگ‌ها و تمدن‌ها وحفظ اصول و عناصراصلی یک تمدن و فرهنگ در یک جامعه و انتقالش به نسل‌های پی‌درپی، به برکت خانواده انجام می‌گیرد (حاج علی‌اکبری،1387،26)؛ نقش فرهنگی خانواده از نقش اقتصادی و اجتماعی آن مهم‌تر است. در حوزه اقتصاد اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی محقق شود باید فرهنگ مصرف تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد. در حوزه اجتماعی قانون‌گرایی یک فرهنگ است (بیانات رهبری 1/1/1393).

کودکی که زاده می‌شود بافرهنگ آشنا نیست و پدیده‌های فرهنگی برای اولین بار به‌صورت یک‌سویه از خانواده به کودک منتقل می‌شود، فرهنگی شدن کودک از طریق خانواده به دو صورت است:

  • ناآگاهانه: که از طریق سرمشق قرار دادن و اقتباس رفتار و کردار وگفتار والدین صورت می‌گیرد؛
  • آگاهانه: که با آموزش مستقیم و امر و نهی و تشویق و ممانعت صورت می‌گیرد (رئيسي واناني،1391:40).

اگر امر به معروف و نهی از منکر، در درجات و مراتبی که دارد، به عنوان یک کار فرهنگی تلقی شود، باید آن را در درون خانواده، نسبت به آحادی که با آنان در ارتباط و تاثیرگذاری هستیم، سرایت دهیم (محدثی،1385: 90). یکی از بهترین نقش‌های خانواده برای نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی، سرایت دادن روحیه عزتمندی وغیرت ملی در حوزه فرهنگی و اجتماعی است؛ ملت ما از نظرسیاسی کاملا غیرتمند است؛ و هیچ ذلت وظلمی را نمی‌پذیرد؛ ونمود این ادعا هشت سال دفاع مقدس است؛ آیا خانواده‌های ایرانی نباید این غیرت ملی را در حوزه‌های دیگر سبک زندگی مانند موسیقی، پوشش، تغذیه، و…، به کارگیرند؟(شریفی، 1392،224-225). تقلید از سبک زندگی غربی و عدم التزام به رفتارهای مطابق با باورها و ارزش‌ها، نشانه‌ای از خود باختگی فرهنگی است؛ هدف اسلام از تاکید به عدم تشبه به کفار و همشکلی با دشمنان دین، محافظت از هویت اسلامی افراد و جوامع اسلامی است (شریفی، 48:1392).

ملت ایران، نیازی ندارد كه روش‌های زندگی خود را از دیگران تقلید كند و یاد بگیرد؛ زیرا دارای فرهنگ غنی و عمیقی است. اسلام را دارد، آموزش‌های قرآنی را دارد، دستورات الهی را دارد، سنت‌های اصیل ملّی و بومی خود را دارد و می‌تواند یك زندگی شیرین، زیبا، باشكوه، مرفّه و همراه با عزّت را برای خود ترتیب دهد (بیانات رهبری 14/03/1376).

 جمع‌بندی

سبک زندگی اسلامی مجموعه‌اي از رفتارهاي سازمان‌يافته كه متأثر از باورها، ارزش‌ها و نگرش‌هاي پذيرفته شده و همچنين متناسب با اميال و خواسته‌هاي فردي و وضعيت محيطي، وجهة‌ غالب رفتاري يك فرد يا گروهي از افراد شده‌اند و فرهنگ جامعه براساس آن ارزیابی می شود. اصلاح سبک زندگی در خانواده، نخستین گام برای تحقق سبک زندگی اسلامی در جامعه به شمار می‌رود. فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری افراد جامعه از خانواده شروع می‌شود. خانواده می‌تواند بسیاری ازارزش‌های مطلوب اقتصادی را به افراد جامعه منتقل کند؛ زیرا در تربیت نیروی انسانی کارآمد نقش به‌سزایی دارد. خانواده زمينه‌ساز شكل‌گيري بنيان‌هاي شخصيت فرزندان، عامل موثر در ايجاد تعادل رواني و نشاط روحي، مهم‌ترين عامل توسعه انساني جوامع به دليل پرورش انسان‌هاي كارآمد و مقاوم، مهمترين محل باز پروري عاطفي، زمينه‌ساز پويايي اقتصادي و عامل انتقال فرهنگ و ارزش‌ها به نسل بعدي است. خانوادة سالم و كارآمد همواره مهم‌ترين عامل حفظ هنجارها و مقاوم‌ترين سد در مقابل تهاجم فرهنگی غرب در قالب سبک زندگی بوده و هست؛ بر تمام مسئولان و مربیان و مبلغان لازم است که از ظرفیت‌های خانواده برای ساخت جامعه‌ای با فرهنگ اسلامی که نمود عینی آن در سبک زندگی آنان است، استفاده شود. از جمله راهکارهایی که دراین زمینه به نظر می‌رسد:

  • وضعیت سبک زندگی فعلی خانواده‌ها بررسی شود وآنگاه کاستی‌ها و نقاط ضعف جهت اصلاح مورد توجه گیرد؛
  • سبک زندگی اسلامی در قالب الگوهای رفتاری معصومین (ع) به خانواده‌ها معرفی شود؛
  • فهرستی از مشکلات و کمبودهای اجتماعی ناظر به سبک زندگی تهیه شودو هرکس متناسب با تخصص و تجربه خود به چاره‌جویی بپردازد؛
  • خانواده به عنوان محل تجلی سبک زندگی جامعه در راس برنامه‌ریزی مبلغان ومسئولین قرارگیرد؛
  • شناخت‌هایی را که موجب رفتار دینی می‌شود یا کمبود شناخت‌هایی را که موجب ترک روش مطلوب می‌شود، شناسایی و سعی کنیم آنها را در جامعه گسترش دهیم؛
  • سبک زندگی اسلامی باسخنرانی وهمایش تنها، گسترش نمی‌یابد؛ مهم‌ترین مسئله، عمل‌گرایی و نشان دادن سبک رفتاری صحیح توسط داعیه داران تبلیغ است.

مهار کرونا با تغییر سبک زندگی وعادتواره های رفتاری

برخی کارشناسان علوم اجتماعی می گویند: یکی از راه‌های مواجهه و مقابله با ویروس کرونا تغییر سبک زندگی، الگوها و عادتواره‌های رفتاری است. امری که می‌تواند بیش از پیش از طریق آموزش و جامعه پذیری در طولانی مدت حاصل شود.

به گزارش روز پنجشنبه ایرنا،شیوع ویروس کرونا موسوم به کووید ۱۹ برای نخستین بار اواسط ماه دسامبر (۲۴ آذر) در شهر «ووهان» واقع در مرکز چین گزارش شد و به تدریج به سایر کشورهای دنیا سرایت کرد. در ایران نیز در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ بود که نتایج آزمایش اولیه ۲ مورد مشکوک ابتلا به کرونا در قم مثبت گزارش شد و از آن زمان به بعد شاهد افزایش آمار مبتلایان به ویروس کووید ۱۹ در سایر استان های کشور هستیم. آنچنان که بر اساس آخرین آمار وزارت بهداشفقط درشبانه روز گذشته مبتلایان جدید به ۶ هزار و ۸۲۴ نفر و قربانیان جدید نیز به ۴۱۵ نفر رسید تا شمار جانباختگان بیماری کووید۱۹ در کشور از مرز ۳۳ هزار و ۷۱۴نفر عبور کند. ۳۱ استان همچنان در وضعیت قرمز یا هشدار یا زرد کرونا قرار دارند.

با توجه به اینکه مساله مهم این روزها، بیماری همه گیر کرونا است و همه به نحوی نگران سلامتی خود هستیم باید بدانیم که یکی از عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده این وضعیت، مشکلاتی است که در سبک زندگی مان وجود دارد و اصلاح سبک زندگی چه به لحاظ روانی و چه به لحاظ فیزیکی می‌تواند یکی از راه های پیشگیری از این بیماری باشد. اما ترویج فرهنگ زندگی به سبک کرونا باید به شیوه‌های مختلف به مردم آموزش داده شود که این مهم نیز در وهله اول نیازمند پذیرش آن از سوی مردم دارد. امری که اگر مورد بی اعتنایی مردم قرار گیرد نه تنها ممکن است زندگی آنها بلکه زندگی اطرافیان آنها را تحت شعاع قرار دهد. لذا اهمیت این بحث سبب شد پژوهشگر ایرنا با حسین میرزایی، مردم شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه گفت و گویی انجام دهد که مشروح آن را در ذیل می خوانید:

سبک زندگی طبقات مختلف جامعه در مواجهه آنها با کرونا موثر است

حسین میرزایی استاد دانشگاه در حوزه علوم اجتماعی در خصوص سبک زندگی و ابعاد آن به ایرنا گفت: سبک زندگی واژه‌ای است که برای نخستین بار توسط یک روانشناس اتریشی بکار گرفته شد. این مفهوم در معنای کلی به نظرات، علائق، رفتارها و جهت گیری‌های رفتاری در یک فرهنگ اشاره دارد. یعنی در واقع سبک زندگی، شیوه خاص زندگی یک فرد، گروه یا یک جامعه خاص است که می‌توان آن را به طبقات مختلف جامعه نیز نسبت داد. از این نظر که افراد طبقات مختلف، عادت‌ها و سلایق متفاوتی دارند.

وی افزود: این شیوه زندگی اکنون در مواجهه افراد با کرونا و سطوح مراقبت‌های شخصی آنها نیز آشکار است. برای مثال برخی افراد قبل از مهمانی و بعد از مهمانی تست کرونا می‌دهند این افراد  آگاه و البته عمدتا بدون مشکلات مالی همواره از بهترین و مجهزترین امکانات برخوردار هستند. این در حالی است افراد در طبقات پایین تر اقتصادی جامعه، شیوه‌های رفتار متفاوت‌تری اتخاذ می‌کنند. آنها عمدتا به دلیل مشکلات اقتصادی ناچار هستند تا ساعات بیشتری از روز را در بیرون از منزل به دلیل کار سپری کنند. آنها توانایی خرید داروهای گران قیمت و بستری شدن در بیمارستان های خصوصی را ندارند و ناچارند بیماری‌های خود را اغلب به روش سنتی و آنچنان که فکر می‌کنند، درمان کنند.

وی گفت: بنابراین می‌توان گفت سبک زندگی به شیوه خاص زندگی و به طور کلی رفتارهای افراد در موقعیت های مختلف مربوط می شود که نمونه بارز آن کرونا و نحوه رفتارهای و مراقبت‌های بهداشتی افراد است.

ترس از مرگ و میر افراد را به سمت تغییر سبک‌های زندگی سوق می‌دهد

میرزایی در خصوص دلایل تغییر سبک زندگی افراد گفت: گاهی تغییر سبک‌های زندگی به دلیل فشارها و شرایطی است که بر افراد وارد است. از آن جمله  بیماری کرونا و تاثیرات حاصل از آن است که سبب شده تا حدودی رفتارهای افراد تغییر کند. برای مثال در آداب معاشرت، اهمیت رعایت مسائل بهداشتی سبب شده دیگر فرد نتواند مانند گذشته روبوسی هنگام سلام و احوالپرسی داشته باشد، حتی اگر خودش  هم میل به انجام این کار را داشته باشد، دیگران حاضر نیستند که این رفتارها و حالات را از وی بپذیرند. بنابراین خود فرد ناچار است در بخش‌هایی از زندگی خود تغییرات عمده‌ای ایجاد کند. این تغییرات با توجه به شرایط حال حاضر از کوچترین سطح گرفته تا گسترده ترین سطح را شامل می‌شود که از آن جمله قرنطینه‌های طولانی مدت و دورکاری‌ها است. علاوه بر شرایط حاکم، از طرفی ترس از مرگ و میرایی همیشه در وجود افراد وجود دارد و این امر سبب می‌شود افراد نسبت به رفتارهای خود تا حدودی بازنگری داشته باشند و سعی نمایند از الگوهای بهتر و سالم تری پیروی کنند. در شرایط کرونا نیز ترس از مرگ، افراد را تا حدی به سمت تغییر الگوهای رفتاری خود کشانده است.

این استاد دانشگاه افزود: در مقابل این شرایط روحیه قضا و قدری نیز وجود دارد. اینکه افراد چنین می‌پندارند که بیماری اولا برای آنها نیست و اگر هم پیش بیاید مرگ حق است و تقدیر چنین است و لذا تا قبل از آن ضرورتی ندارد که درباره‌اش فکر کنند. به همین دلیل است که افراد در موقعیت‌های مختلف و تعطیلات رفتارهای پیشگیرانه را اتخاذ نمی‌کنند و وقتی دولت از آنها می‌خواهد از سفرهای غیر ضروری اجتناب کنند، خودداری می‌کنند و همواره آنچه در ذهن دارند را انجام می‌دهند. این روحیه و ذهنیت در بسیاری از مسائل از قبیل سیل و زلزله نیز صدق می‌کند و افراد به نحوی جسورانه نسبت به مرگ رفتار می کنند؛ گویی که مرگ به سراغ آنها نمی رود. برای مثال فردی که با ماشین از رودخانه عبور کند و چنین اتفاقاتی بیشمار رخ داده است.

راهکار چیست

میرزایی در خصوص اینکه چگونه می‌توان سبک زندگی افراد را در مواجهه با کرونا تغییر داد، گفت: با وجود تاکید ستاد ملی مقابله با کرونا مبنی بر شست و شوی مرتب دست‌ها، رعایت فاصله فیزیکی، ماسک گذاری  و دوری از کارها و سفرهای غیر ضروری باید بدانیم به طور کلی تغییر ذهنیت‌ و باورهای افراد اصلا کار ساده‌ای نیست و نیازمند یک کار فرهنگی بلند مدت است. زیرا یکی از ویژگی‌های فرهنگ، که همه صاحب‎نظران بر آن توافق دارند، اکتسابی بودن آن است و این به معنای  نقش مهم آموزش در ایجاد الگوها و عادتواره‌های رفتاری جدید در یک جامعه است. اصولا اعضای جامعه در برابر دگرگونی فرهنگ مقاومت و مخالفت می‌کنند و آموزش می‌تواند در انتقال رفتارهای مطابق با الگوهای مدنظر سیاست‌گذاران جامعه نقش اصلی و اساسی را داشته باشد. اما آموزش چیزی است که شخص با انس گرفتن با یک فرهنگ آن را دریافت می‌کند نه با مواجهه رسمی با آن. پس می‌توان ادعا کرد که  فرایند آموزش که منجر به جامعه‌پذیری افراد می‌شود، امری فرهنگی است که در طول زمان شکل می‌گیرد و ارتباط محکمی با باورها و اعتقادات آن جامعه دارد.

بررسی تغییرات سبک زندگی روستای روزی با تاکید بر آراء بوردیو

در دهه‌های گذشته زندگی روستایی تغییرات متعددی را از سر گذرانده است چه نمود و ماحصل نهایی این تغییرات را می‌توان در سبک زندگی روستایی مشاهده نمود و با مطالعه آن به بررسی روند تغییرات زندگی روستایی پرداخت بر همین مبنا مقاله حاضر تغییرات رویداد در سبک زندگی روستایی در روستای روزی را طی سه نسل مورد بررسی قرار داده است در مبانی نظری از دیدگاه های گیدنز، بوردیو و اینگلهارت استفاده شده است و فضای مفهومی سبک زندگی ترسیم گردیده است این یک تحقیق میدانی است و در آن از تکنیک های متعددی از قبیل مشاهده و مصاحبه برای جمع‌آوری یافته ها استفاده شده است نتایج تحقیق نشان می دهد چه سبک زندگی نسل اول در عرصه های مختلفی چون پوشاک و گذران اوقات فراغت تغییر مهمی نداشته و همچنان از الگوهای سنتی پیروی می‌کند اما سبک زندگی نسل دوم و به ویژه نسل سوم شاهد تغییرات اساسی بوده است به نحوی که در میان نسل سوم تمایل به سبک زندگی مصرفی به گونه‌ای که در شهرها رو‌از دارد و استفاده از تکنولوژی های پیشرفته ارتباطی و رسانه‌ای به میزان زیادی دیده می‌شود شود به نظر می‌رسد که عامل عمده در این تغییرات افزایش سطح سواد و گسترش رسانه های جمعی باشد که نتیجه متفاوتی از اجتماعی شدن را برای نسل سوم رقم زده است و موجب بروز تغییراتی در عادت واره ها و عملکردهای آنها شده است.

 

تعریف سبک زندگی چیست؟

سبک زندگی، مفهوم تازه ای نیست. هزاران سال است که انسانها کوشیده اند سبک زندگی خود را بشناسند و مدیریت کنند و حتی دولت ها کوشیده‌اند بر روی سبک زندگی مردمان خود، تاثیر بگذارند.

اما تعریف سبک زندگی و مفهوم پردازی در مورد آن، نسبتاً جدید است.

معمولاً نخستین استفاده جدی از لغت Lifestyle در متون جدید را به آلفرد آدلر روان درمان‌گر اتریشی نسبت می‌دهند (لغت Lebensstil).

اما باید به خاطر داشته باشیم که آنچه آدلر در مورد سبک زندگی مطرح می‌کند بیشتر به جنبه‌های رفتارشناسی و شخصیت شناسی و نیز تاثیرات تربیت دوران کودکی در سالهای بزرگسالی می‌پردازد و با چیزی که امروزه از سبک زندگی می‌شناسیم، تفاوت جدی دارد.

سوبِل در کتاب Lifestyle and Social Structure توضیح می‌دهد که سبک زندگی، یک شیوه‌ی مشخص و قابل مشاهده از زیستن است.

از آنجا که مشاهده‌ی رفتار انسانها، همیشه و همه جا امکان‌پذیر نیست، بسیاری از محققان، ترجیح می‌دهند به جای رفتارهای ما، انتخاب‌های ما در زندگی روزمره را به عنوان نشانه‌ای دست دوم از سبک زندگی مورد بررسی قرار دهند.

به عنوان مثال:

 

 

 

 

 

 

 

 

این کار، اگر چه دقیق نیست، اما می‌تواند به عنوان رفتارهای ثانویه، نقش سلامت در سبک زندگی وی را تا حد خوبی مشخص کند.

 

یک سبک زندگی سالم چگونه است؟

در دنیای امروزی که انسان ها در جوامع مختلف درگیر فضای مجازی و کار و تلاش برای کسب درآمد هستند کمتر به زندگی کردن می پردازند. در این مطلب برای شما 27 نکته طلایی برای یک سبک زندگی سالم را بیان می کنیم.

27 نکته طلایی برای یک سبک زندگی سالم

طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت،سبک زندگی ترکیبی از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی شامل تغذیه تحرک بدنی،استرس،مصرف دخانیات و کیفیت خواب است که در پی اجتماعی شدن بوجود امده است.شیوه زندگی پدیده ای چند وجهی است که تمام جنبه های زندگی روزمره ،خواب ،غذا،بهدا شت،اداب و رسوم،کار،بازی ،سرگرمی،وقت گذرانی،روابط اجماعی،طرز تفکر،رفتار،احساسات و عواطف می باشد.

1. خانه نشینی

تمام آن شب هایی که پای تلویزیون نشستید را بهتر نبود به یک کنسرت یا سالن سینما می رفتید؟ هرگز حدسش را نمی زنید ممکن بود با چه کسانی دوست شوید یا چه نکات تازه ای یاد بگیرید.

2. مسافرت نکردن

با مسافرت کردن چیزهائی یاد می گیرید که هیچ مدرسه ای قادر به آموزش آنها نیست و به خاطر داشته باشید که با بچه دار شدن، انجام این مهم بسیار سخت تر می شود.

3. عدم توانایی تصمیم گرفتن

آن چه که دوست دارید را انجام دهید و نه آن چه که دیگران از شما انتظار دارند. عزم تان را جزم کنید، مسئولیت تصمیم تان را بپذیرید و حرکت کنید.

4. عدم یادگیری یک زبان جدید

تنبلی را کنار بگذارید و برای این کار همین الان اپلیکیشن رایگان Duolingo را نصب کنید.

5. عدم رها کردن شغلی که دوستش ندارید

چرا یک جا نشسته اید و مرتبا از شغل فعلی تان که دوستش ندارید شکایت می کنید؟ به جای این کار بی حاصل شجاع باشید و شغل دیگری را امتحان کنید.

6. عدم پس انداز پول

رو به پیری می روید و هنوز مستاجرید یا خانه کوچکی دارید. وقت آن نرسیده که پول تان را پس انداز کنید؟

7. خسیس نباشید

بین این گزینه و مورد قبلی مرز باریکی وجود دارد. مقدار زیادی پول پس انداز کرده اید اما چه فایده که هیچ لذتی از آن نمی برید؟

8. عدم بروز احساسات

بخندید. گریه کنید. زندگی کنید.

9. ماندن در یک رابطه بد عاطفی

اگر در یک رابطه بد دست و پا می زنید احتمالا بعد از مدتی آن را کنار خواهید گذاشت اما اکثر مردم حسرت این را می خورند که چرا زودتر این کار را نکرده اند.

10. آمیزش کمتر با همسر

بهتر است تا جوان هستید این کار را انجام دهید. بدون شک این امر موجب محکم تر شدن پیوند دوستی با همسرتان خواهد شد و فراموش نکنید که با افزایش سن انجام این کار سخت تر و کمتر خواهد شد.

11. احاطه شدن توسط دوستان بد

شما که به خوبی آنها را می شناسید پس بهتر است برای آرامش خودتان هم که شده، رهایشان کنید.

12. ترس از گفتن جمله “دوستت دارم”

خیلی زود، دیر می شود. اگر این احساس را نسب به کسی دارید، شک و تردید را کنار گذاشته و به او بگویید. تردید حاصلی جز پشیمانی نخواهد داشت.

13. اهمیت قائل شدن برای حرف های دیگران

 زمانی که سن تان بالاتر می رود متوجه می شوید که این مساله هیچ ارزشی ندارد. هر کاری که دوست دارید را انجام دهید. هر لباسی که خوش تان می آید را بپوشید و هر آن چه که گفتن اش، خوشحال تان می کند را بگویید.

14. عدم صرف وقت برای قدردانی از نعمت ها

لحظه ای درنگ کنید. نفس عمیقی بکشید. به اطراف تان نگاهی بیندازید و به خاطر برخورداری از نعمت های گوناگون خداوندی، سپاسگزار باشید.

15. تسلیم شدن

اگر اکنون تمام تلاش تان را برای دستیابی به اهداف نکنید در آینده حسرت خواهید خورد که چرا اندکی بیشتر تلاش نکرده اید.

16. عدم ریسک پذیری

شغل رویایی تان که مدت ها در آرزوی آن بوده اید را به شما پیشنهاد می دهند اما برای انجام آن مجبورید به شهر یا کشور دیگری نقل مکان کنید. آیا جرات خطر کردن دارید؟!

17. عدم گذران اوقات با کسانی که دوست شان دارید

افراد زیادی به زندگی ما وارد یا از آن خارج می شوند. قبل از این که دیر شود برای کسانی که ارزش دارند وقت گذاشته و سعی کنید کنار آنها باشید.

18. دائما نگران بودن

آرام باشید. کارها به خوبی پیش می رود و همه چیز ختم به خیر خواهد شد. ضمنا تا به حال کجا شنیده یا دیده اید که ”نگرانی” چیزی را درست کرده باشد؟

19. عدم ترک محدوده امن

اگر امکانش برای شما مهیاست کارهایی مثل پرش از صخره، چتربازی، قایق سواری و یا حتی پرش بانجی را برای یک بار هم که شده امتحان کنید. تلویزیون را کنار بگذارید، در جمع برقصید یا افسار سخن را به دست بگیرید.

20. کار زیاد

شاید حجم قابل توجهی پول را در بانک پس انداز کرده باشید اما خاطره ای هم ساخته اید؟

21. عدم استفاده از وسایل ضدبارداری

تولد یک فرزند ناخواسته در اوج جوانی یا سال های اولیه ازدواج احتمالا انجام بخش بزرگی از کارهایی که در لیست اهداف و برنامه ها نوشته اید را اگر نگوییم غیرممکن اما فوق العاده سخت خواهد کرد.

22. عدم دنبال کردن رویاها

بزرگ بیاندیشید و رویاهایتان را دنبال کنید.

23. عدم چشیدن غذاهای گوناگون

بد نیست غذاهای مکزیکی، هندی، ایتالیایی، مصری و در کل غذاهای سایر ملل را امتحان کنید. گاهی اوقات با چشیدن مزه های متنوع آنها شگفت زده خواهید شد.

24. ورزش نکردن

بخش زیادی از سال های اوج تناسب بدنی را در رختخواب یا جلوی تلویزیون هدر می دهیم. بلند شوید و روزانه چند دقیقه ای بدوید یا یوگا کار کنید. بعد از رساندن وزن بدن تان به حد مطلوب، از سلامتی بیشتر لذت خواهید برد.

25. عدم سخت کوشی در مدرسه یا دانشگاه

زمانی که نمی توانید یک گفتگوی ساده درباره آثار ادبی کلاسیک یا مباحث ساده جامعه شناسی یا روان شناسی را با رئیس تان یا با فرد جذابی که به تازگی با او آشنا شده اید را برای چند دقیقه کوتاه ادامه دهید، احتمالا آرزو خواهید کرد که ای کاش در مدرسه یا دانشگاه توجه بیشتری به تدریس معلم یا استاد کرده و بهره بیشتری از مطالب می بردم.

26. عدم پیدا کردن مهارت یا استعدادی که برای آن ساخته شده اید

سرگرمی یا کاری را پیدا کنید که از انجام آن واقعا لذت می برید. شاید انجام این کار در روزهای سخت تنها مایه آرامش تان باشد.

27. عدم درک عظمت وجودی تان

جدا هنوز متوجه نشده اید که چقدر شگفت انگیزید؟! هر چه زودتر به این مساله پی ببرید، به نفع تان است. پس تفکر درباره آن را شروع کنید!

سبک زندگی سالم چیست و چگونه شاد و سالم زندگی کنیم

چگونه با آشنایی با سبک زندگی سالم میتوانیم  یک زندگی شاد و سالم و سرشار از موفقیت داشته باشیم؟
در این مقاله از موفقیت و انگیزشی سایت جادوی باور قصد داریم یک تعریف برای سبک زندگی سالم ارائه دهیم و مشخص کنیم که دقیقا به چه نوع سبک زندگی میشود گفت زندگی سالم! سپس در کنار شما خواهیم بود تا ابعاد مختلف زندگی سالم را بشناسیم و با برنامه ریزی دقیق به آن برسیم.

سبک زندگی سالم چیست

سبک زندگی سالم ابعاد مختلفی دارد و بعد های روانی ,اجتماعی,معنوی و… را شامل میشود. سازمان بهداشت جهانی سلامت را برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی، و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضو،  را یک سبک زندگی سالم میداند …

همچنین سالم بودن چیزی فراتر از خوردن گاه و بی گاه سالاد یا رفتن به پیاده روی کوتاه مدت هر چند هفته یک بار است و شما نیازمند رعایت موارد مختلفی هستید تا بتوانید سبک زندگی سالم و خوبی داشته باشید.
برای داشتن یک سبک زندگی سالم و خوب در وهله نخست شما باید یک برنامه مناسب با سبک زندگی خودتان تنظیم کنید
همانطور که گفتیم زندگی سالم فراتر از ورزش کردن های بی برنامه و گاه و بیگاه و…است وابعاد گسترده تری از زندگی افراد را شامل میشود.
زندگی سالم به صورتی نیست که بگوییم این زندگی سالم است و ان یکی ناسالم! بلکه سبک زندگی افراد را میتوان یک طیف در نظر گرفت که یک سمت آن زندگی کاملا سالم است و سمت دیگر ان زندگی ناسالم!هر شخصی با توجه به سبک زندگیش در قسمتی از این طیف جای میگیرد,ممکن است شخصی زندگی کاملا سالم و ایده عالی داشته باشد ولی شخصی دیگرسبک زندگی کاملا ناسالم.همچنین شخص دیگری ممکن است درست وسط این طیف قرار گیردو…

برای داشتن یک زندگی سالم و با نشاط لازم است که مواردی را در ابعاد سلامت روانی و جسمانی رعایت کنیم.یعنی به عبارتی نمیشود فقط به جنبه جسمانی انرژِی و وقت گذاشت و ورزش کرد و غذاهای سالم خورد و گفت که من یک زندگی سالم دارم,نه!در کنار رعایت سلامت جسمانی باید توجه ویژه ای هم به سلامت روانی کرد تا به داشتن یک سبک زندگی سالم نزدیک تر شد

سلامت جسمانی

در ادامه بحث میخواهیم سلامت جسمانی را تعریف کنیم وراهکار های رسیدن به سلامت جسمانی ایده ال را برایتان بیان کنیم…
سلامت جسمانی یعنی همان وضعیت خوب و ایده ال بدنی که از فعالیت های ورزشی وتغذیه مناسب و خواب کافی و… ناشی میشود.

در اینجا ۵ راهکار برای افزایش سلامت جسمانی معرفی میکنیم که میتوانید در برنامه خودتان بگنجانید و در نهایت با رعایتشان به داشتن یک سبک زندگی سالم نزدیک تر شوید…

 

۱.تغذیه مناسب داشته باشید:

داشتن تغذیه سالم بدین معنی نیست که فقط از سبزیجات یا روغن های گیاهی استفاده کنید ودور گوشت ها را خط بکشید!
داشتن تغذیه مناسب یعنی استفاده به حد و اندازه از هرنوع مواد غذایی که خداوند در اختیار بشر قرار داده است.یعنی شما نمیتوانید فقط و فقط گیاهخوار باشید یا صرفا فقط گوشت خوار!هر دو این ها برای سلامتی مضر است.

شما میتوانید یک برنامه مناسب غذایی هفتگی طراحی کنید که هم مصرف گوشت مناسبی داشته باشید و هم مصرف مواد غذایی گیاهی…
ولی نظر اغلب کارشناسان بر این است که مصرف گیاه و سبزیجات حتما و حتما بایدبیشتر از میزان مصرف گوشت باشد.
بهتر است برنامه غذایی خود را با در نظر گرفتن هرم غذایی طراحی کنید.

این هرم غذایی برای همه ما آشنا است و نیازی برای توضیحات زیاد در باره ان نیست ولی در این باید گفت که باید برنامه غذایی هر شخصی به گونه ای باشد که مصرف غلات و حبوبات بیشترین بخش ان را در بربگیرد.یعنی چیزی در حدود۳۵ درصد!

دومین نوع از مواد غذایی که باید بعد از حبوبات و غلات بیشترین سهم را داشته باشد میوه و سبزیجات است.
همینطور در موارد بعدی انواع گوشت و لبنیات و پایین تر از انها انواع روغن وتنقلات است.مصرف دو مورد اخری باید خیلی کم باشد. اگر هم میتوانید به کلی انهارا از برنامه غذایی تان حذف کنید.
ناگفته نماند که اگر به گوشت علاقه زیادی دارید ومصرفتان از حد معمولی زیاد تر است بهتر است از گوشت های کم چرب همانند سینه مرغ ابپزو..استفاده کنید.

۲.خواب و استراحت کافی:

شاید شما هم جزو افرادی باشید که از طرف خانواده و دوستانتان به کم‌خوابی یا پرخوابی متهم می‌شوید. شاید هم واقعا با مشکل بی‌خوابی روبرو هستید. اما خواب کافی چند ساعت است؟ همیشه به ما گفته‌اند که شب‌ها باید ۸ ساعت بخوابید، اما این میزان خواب یک میانگین است و ممکن است بهترین میزان خواب برای همه نباشد.

برخی از افراد به خواب بیشتری احتیاج دارند و برخی دیگر با کمتر خوابیدن سازگارند. نیاز ما به خواب ممکن است در طول عمر و در سنین مختلف تغییر کند. بنابراین جمله تکراری «هر شب ۸ ساعت بخوابید» چیزی بیش از یک کلیشه نیست. برای تنظیم خواب باید نیاز شخص خود را در نظر بگیرید و یک الگوی صحیح برای خود پیدا کنید.

وقتی میگوییم الگوی صحیح یعنی اینکه کارهای روزمره تان را جوری تنظیم کنید که هر شب برای مثال ۶ ساعت بخوابید..حالا یک ربع بیشتر یا کمتر!ولی این الگو نباید به صورتی باشد که یک شب ۸ ساعت بخوابید و شب دیگر ۳ ساعت!این برای سیستم بدن بسیار خطرناک است…

همانطور که گفتیم میانگین نیاز به خواب در طول سال‌های زندگی هر فرد تغییر می‌کند، خصوصا در دوران کودکی و نوجوانی!! میانگین نیاز به خواب در گروه‌های سنی مختلف به ترتیب زیر است:

⦁ نوزادی (۳ الی ۱۱ ماه) ۱۴ الی ۱۵ ساعت
⦁ کودک نوپا (۱۲ الی ۳۵ ماه) ۱۲ الی ۱۴ ساعت
⦁ سن پیش از مدرسه (۳ الی ۶ سال) ۱۱ الی ۱۳ ساعت
⦁ سن مدرسه (۶ الی ۱۰ سال) ۱۰ تا ۱۱ ساعت
⦁ نوجوانی (۱۱ الی ۱۸ سال) ۹.۵ ساعت
⦁ بزرگسالی میانگین ۸ ساعت
⦁ سالمندی احتمالا به خواب کمتری احتیاج دارند…

۳.ورزش و فعالیت بدنی:

این را همه میدانند که فرق زیادی است بین فردی که حداقل روزانه ۳۰ دقیقه ورزش میکند با فردی که اصلا علاقه ای به فعالیت های ورزشی ندارد…
البته وقتی سخن از ورزش کردن به وسط می اید ممکن است برخی به ذهنشان دمبل های سنگین و دویدن ها و طناب زدن های طاقت فرسا خطور کند,در حالی که گاهی برای بیشتر افراد تند قدم زدن وانجام حرکات کششی بهترین و مناسب ترین ورزش به حساب می اید

در ادامه بحثمان میخواهیم چند نوع ورزش ساده را نام ببریم که میتوانید به صورت روزانه انهارا انجام داده واز افزایش شادابی و نشاط و سلامتی جسمتان لذت ببرید.
⦁ وقتی که صبح ها از خواب برمیخیزید روزتان را با چند حرکت کششی اغاز کنید.
⦁ در طول شبانه روزتان ۳۰ دقیقه ای را برای اهسته دویدن کنار بگذارید.دویدن اهسته هم باعث کاهش وزن و هم باعث نشاط وتندرستی میشود…
⦁ میتوانید بجای استفاده از وسایل نقلیه عمومی یا خودروی شخصی برای جابجایی بین مقاصد روزمره از دوچرخه استفاده کنید یا مقاصد خیلی نزدیک یا معمولی را پیاده وی کنید.
⦁ اگر محل کارتان یا منزل مسکونیتان چند طبقه ای با همکف فاصله دارد هرگز از اسانسور استفاده نکنید واز پله ها رفت و امد کنید.
⦁ میتوانید برای سلامتی ستون فقرات و…در بین هر ۱ ساعت کار کردن یا مطالعه یا نشستن ۵ دقیقه حرکات کششی انجام دهید.
از اینها که بگذریم میرسیم به بیان چندین فواید از ورزش منظم و روزانه:
⦁ ورزش وزن بدن را کنترل میکند
⦁ ورزش با بیماریها میجنگد
⦁ ورزش باعث خوش خلقی میشود
⦁ ورزش روزانه انرژی شمارا چندین برابر میکند
⦁ ورزش روزانه خواب راحتی را به دنبال دارد
⦁ ورزش روابط جنسی شمارا بهبود میبخشد
⦁ ورزش مفرح است

ورزش و فعالیت جسمانی بهترین روش برای به دست آوردن سلامتی و خوش گذراندن است. به طور کلی و میانگین ۳۰ دقیقه ورزش کردن در روز را هدف همیشگی و منظم خود قرار دهید.
البته اگر می خواهید وزن خود را کاهش دهید و یا به تناسب اندام بیشتر و بدنسازی می اندیشید، بدیهی است که باید زمان بیشتری را به فعالیت جسمانی خود اختصاص دهید.
اگر مدت زمان زیادی است که ورزش نکرده اید، قبل از اقدام به هرگونه فعالیت ورزشی حتماً با دکتر خود در مورد بیماریهای مزمن احتمالی مانند بیماریهای قلبی و عروقی ، دیابت و یا ارتروزو… مشورت کنید

 

۴.از اعتیاد به هرچیزی پرهیز کنید:

وقته کلمه اعتیاد را میشنوید یاد چه چیزی می افتید؟
حتما جواب ۸۰ درصد از شما سیگار و الکل و انواع مواد مخدر است!
طبق امار و ارقام جهانی صورت گرفته از سازمان های مختلف از هر ۳ نفر یک نفربه چیزی اعتیاد دارد.یکی به بازی های کامپیوتری,یکی به سیگار,یکی به موسیقی,یکی به کتاب و…
و برخلاف تصور عموم مردم صرفا اعتیاد به مواد مخدر و یا مشروبات الکلی نیست که زیان اور است!بلکه هرچیزی که در استفاده از ان زیاده روی کنیم بنوعی باعث زیان به جسم و روحمان میشود…
در این جهان هرچیزی برای مصرف و استفاده انسان خلق شده است ولی بشرطی که در مصرف ان افراط نشود.اگر هر یک از ما دراستفاده از بازی های کامپیوتری,سیگار,مشروبات الکلی و..زیاده روی نکنیم قطعا مشکل خاصی گریبان گیر ما نخواهد بودو البته این مسعله هم بدیهی است که کسی که روزی ۲ پاکت سیگار میکشد و ازاین رفتارش راضی هم هست به مشکلات بزرگی برخواهد خورد و همانطور که گفتیم فرق بسیاریست بین فردی که هفته ای ۲ سه عدد سیگار میکشد با فردی که به روزی ۲ پاکت هم قانع نیست(البته توصیه ما این است که سیگار و یا الکل و…به کلی مصرف نشود ولی کسی که مبتلایش شده است بهتر است تا مصرف اینگونه چیزهارا به کمترین مقدار برساند.)