عدم توجه جدي به موضوع اقتصاد مانع استقرار و استواري صلح است.

تعامل هم افزاي صلح و اقتصاد از منظر حسين صنوبر دارنده نشان صلح نخبگان

به گزارش پایگاه خبری آماج : حسين صنوبر عضو هيئت رئيسه موسسه بين المللي سفيران صلح، به موضوع صلح و اقتصاد پرداخته است و تعامل و ارتباط صلح و اقتصاد را هم افزاينده و گستره ارتباطي آن دو را وسيع مي داند.

حسين صنوبر که پژوهشگر مطالعات میان رشته ای حقوق و اقتصاد است و از نخبگان علمي و فعالین کشورمان در حوزه صلح و امور بشردوستانه است، عدم توجه جدي به موضوع اقتصاد را مانع استقرار و استواري صلح مقتدرانه مي داند.

از نظر حسين صنوبر، صلح و اقتصاد ارتباط دوسویه تنگاتنگ و گستره همپوشاني وسيعي دارند و تامين و تدارک همزمان اين دو از ملزومات و ضروريات یک زندگی مطلوب است و با گذر زمان بر تاثیر و تاثرات آنها افزوده می شود و پیچیدگی و وسعت ارتباط بین این دو حوزه گسترش می یابد. به گونه ای که تحصيل تمام و کمال هر یک از این دو در گرو دستيابي به ديگري است. به عبارتی صلح بدون وجود شرایط اقتصادی مطلوب برای جوامع و برخورداری از حداقل های رفاه معیشتی و ارتباط تجاری بین ملل بی معنی خواهد بود و در شرایطی که جامعه ای با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کند، به معنای حقیقی برخوردار از صلح نخواهد بود و همچنین توسعه و رشد اقتصادی در بستری از روابط دوستانه محقق خواهد شد و بدون فراهم کردن زمینه های یک ارتباط هم افزا در روابط بین ملل و وجود حسن نیت در تعاملات و مناسبات بین المللی و پایبندی به تعهدات و عرف بین الملل که ثمرات ایجاد و برقراری صلح است، با مشکلات عدیده ای در روابط اقتصادی مواجه خواهیم بود و مسیر آینده اقتصاد به بیراهه کشیده می شود و چه بسا به بحران های اقتصادی و اجتماعي جبران ناپذيري منجر شود که این شرایط نامناسب اقتصادی را می توان در شاخص های اقتصادی ملاحظه کرد. لذا هر چقدر اقتصاد سامان يافته تري حاکم گردد، به صلح پایدار و فراگیر نزدیکتر می شویم و هرچقدر صلح و امنیت بیشتری را تزریق کنیم، مطلوبیت بیشتری حاصل خواهد شد و اقتصاد شرايط بهتري خواهد داشت و زمينه هاي توسعه کشورها فراهم مي گردد.

از منظر ديگر هم به لزوم اين تعادل بنگريم نتيجه مشابهي همراستا با آن بروز مي يابد و آن اين که از دل جنگ به دلیل ویرانی ها و خرابی هایی که به بار می آورد و امکانات و داشته های جوامع را نابود می کند، فقر و نابه¬ساماني و محرومیت زاییده می شود و اين فقر همراه با نااميدي در جامعه می تواند زمینه ساز تجاوز و دست درازي به حقوق دیگران و تحصیل نامشروع و غیر قانونی اموال و دارایی های دیگران باشد و طبيعتاً احتمال جنگ، جنایت، سرقت و خرابکاري در اثر فشارهای اقتصادی ناشی از فقر و محرومیت افزایش می یابد. در کشورهای مبتلا به جنگ و نامني و قحطي، افراد فقیر بیشتری یافت می شوند که برای تامین ضروریات زندگی متوسل به روش های غیر اخلاقی و ضد انسانی می شوند و در نتیجه به شرایط نامناسب و ناخوشايند محيط خود دامن می زنند. جنگ موجب تخریب و انهدام زيرساخت ها و نابودی فیزیکی مراکز تجاری و بنگاه های اقتصادی و ساختمان ها و تاسیسات حیاتی و زوال سرمايه هاي اجتماعي، منحل شدن گروه هاي اقتصادي و مختل شدن روند فعالیت های اقتصادی می گردد. از طرفی هر چقدر کشوری فقیرتر باشد و نتواند استقلال خود را حفظ کند و در تمشیت امور خود به کشورهای دیگر وابسته تر باشد، زمینه مناسبی برای دخالت بیگانگان در امور سیاسی و حاکمیتی آن کشور ایجاد می شود و لذا یکی از تبعات این وابستگی، از دست رفتن اقتدار و هویت و امنیت آن ملت خواهد بود و حتی این دخالت می تواند منجر به غارت و چپاول سرمایه های بالقوه آن کشور توسط قدرت های مداخله گر شود و لذا ملت های فقیر و محروم، فقیرتر و محروم تر باقی می مانند.

ما به عنوان راهکاری در این ارتباط نظریه صلح مقتدرانه را مطرح می کنیم که بر مبنای آن هر چقدر اهتمام یک کشور بر اقتدار داخلی خود در حوزه های مختلف بیشتر متمرکز گردد، می تواند استقلال و عزتمندی بیشتری داشته باشد و صلح و امنیت را برای ملت خود به ارمغان آورد. در واقع یکی از مبانی و لوازم ایجاد صلح پایدار و برخورداری از آن، اهتمام به موضوع صلح مقتدرانه است که بدون دستیابی به صلح مقتدرانه، صلح دائم و پایدار استیفا نخواهد شد. به عبارتی تا زمانی که یک ملت در وضعیتی قرار داشته باشد که منفعلانه به خارج از مرزهای خود وابسته باشد و در تمشیت امور خود به حمایت دیگران چشم امید داشته باشد، صلح را به معنای حقیقی خود تجربه نخواهد کرد. اقتدار و صلابت در دفاع از مرزها و تمامیت نظام و حفظ استقلال و عزت يک کشور در فضای بین الملل يکي از رويکردهاي مهم در تحکيم صلح و امنيت آن کشور است.

اما بايد دقت کرد اين رويکرد بدون تقارن و همراستايي آن با تقويت پايه هاي اقتصادي کشور ابتر و ناکامل خواهد بود. چراکه نرم افزار جنگ، جنایت و استعمار، گاه چنان ظریف و مرموز مي شود که ردپای ابتدایی آن را در بین شعارهای سازنده و خوشایند می یابیم لکن به تدریج با اطمینان از تثبیت پایگاه خود با مداخله منازعه آفرین خود بر پايه مانورهاي سياسي اقتصادي ارمغانی جز فروپاشیدن بنیان های اجتماعی ملل نخواهد داشت. لذا عدم توجه جدي به موضوع اقتصاد مي تواند مانع از استقرار و استواري صلح مقتدرانه شود.

اين دانش آموخته دانشگاه شريف و دارنده نشان صلح نخبگان، نتيجه مطالعات و پژوهش هايش در موضوع صلح و اقتصاد و ارتباط و وابستگي اين دو را ارائه خواهد کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 13 =

دکمه بازگشت به بالا