حيات بشر آميزه‌اي از علم و عمل است.

ابراهیم صنوبر پدر صلح ایران: اگر علم انسان عملي به دنبال آن نباشد و هيچ حركتي در راستاي اين دانش صورت نپذيرد آن علم هيچ ارزش و منفعتي نخواهد داشت.

به گزارش آماج : ابراهیم صنوبر مدیرعامل موسسه بین المللی سفیران صلح و پدر صلح ایران: اگر علم انسان عملي به دنبال آن نباشد و هيچ حركتي در راستاي اين دانش صورت نپذيرد آن علم هيچ ارزش و منفعتي نخواهد داشت.

در بين مخلوقات عالم هستي انسان موجودي است كه از قدرت تفكر و تعقل برخوردار است و در كارهايش با تكيه بر انديشه و فكر و عقل خود به فعاليت‌هايش جهت مي‌دهد و عملكرد او بر پايه اين قوه ذاتي شكل مي‌گيرد. خطوط تعيين شده توسط دانش و علم او محدوده عمل و فعاليت انسان را ترسيم مي‌كند. نه مي‌توان او را از انديشيدن بازداشت و نه مي‌توان پيوند ميان علم و عمل او را ناديده گرفت. بنابراين حيات بشر آميزه‌اي از علم و عمل است. عدم تناسب بين علم و عمل حيات انسان را بي‌مفهوم و بي‌معني مي‌كند. اگر علم انسان عملي به دنبال آن نباشد و هيچ حركتي در راستاي اين دانش صورت نپذيرد آن علم هيچ ارزش و منفعتي نخواهد داشت و نيز چنانچه عمل انسان بر پايه دانش كسب شده و اندوخته علمي او نباشد، بدون پشتيباني علمي انجام شود و يا بر خلاف علم حاصل شده و جهت منطقي و صحيح نشان داده شده توسط ابزار عقل و انديشه باشد، به هدف مطلوب و معقول منتج نخواهد شد و در صورت رويداد هر كدام از اين دو حيات درخور شان انسان و هدف و مقصود برازنده او به دست نمي‌آيد. پس يك پيوند اساسي بين علم و عمل برقرار است و اگر پايه‌هاي حيات انسان بر اين طريق استوار شود و اين پيوند مستحكم‌تر شود اثر آن، زندگي ارزشمند و پر حاصلي است كه چون شالوده‌اي وزين و اصولي دارد به منزلگاه مطلوب خواهد رسيد.

قرآن كريم گاهي با تشويق آدمي به علم محكم او را به استحكام پيوند ميان اين دو فرامي‌خواند و گاه نيز جهل و بيكاري و تن‌پروري و گسيختگي علم از عمل را نكوهش مي‌كند. انسان بايد با آموختن دانش و انجام كارهاي صالح و نيز با تحكيم پيوند ميان دانش و كوشش، خويشتن و جامعه را از چنگال نيستي و جهل و تنبلي برهاند تا به حيات معقول و مسئول بار يابد.
پيوند دانش و كوشش بشر اين گونه است كه همه كوشش‌هاي او به رهبري دانش و انديشه اوست ولي همه دانش‌هاي او به شكل مستقيم زمينه تلاش او را فراهم نمي‌كند زيرا برخي از دانش‌هاي بشر جنبه علمي و نظري محض دارد و با كردار او رابطه مستقيم ندارد. از اين رو هيچ گونه اثر مستقيمي در كوشش‌هاي او نمي‌گذارد. بر خلاف برخي ديگر از دانش‌هاي كه به شكل مستقيم موجب كوشش انسان است و نيز آن را تنظيم مي‌كند بنابراين گستره نفوذ علم از قلمرو عمل بيش‌تر است و عمل را به اوج مقام علم راهي نيست.

به هر جهت بهره‌مندي از انديشه برهاني و نيز پيروي انگيزه از آن موجب مي‌شود كه انسان بر همه كارهايش توفيق يابد و نبود هر يك رسيدن به هدف را ناممكن مي‌كند. چنانكه انساني كه كفه ترازوي ناآگاهي و جهل او بر دانش و آگاهي او سنگيني مي‌كند و از عنصر دانش در وجود خود بي‌بهره يا كم‌بهره است و از علم و حقيقت به دور است و نيز انساني كه مباني اوليه علم و آگاهي را در وجود خود پرورش داده است و به مراتبي از دانايي رسيده است ولي انگيزه عملي در وجود او از ميان رفته است و هيچ تلاشي براي نتيجه بخشي علم خود نمي‌كند هر دو به مقصود خود نمي‌رسند.

پس جهت درست حيات عالي انساني بارور كردن انديشه علمي انسان و در پي آن استفاده منطقي و كاربردي از اين علم در قالب‌هاي مختلف زندگي و فعاليت‌هاي اوست.

ابراهیم صنوبر
مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره
موسسه بین المللی سفیران صلح

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − 2 =

دکمه بازگشت به بالا